لمولفه :
تا جهان است جهانبان به جهان باد بپاى * عيش پرداز و طرب ساز و ممالك آراى
ذكر قضيه هائله كربلاى معلى از ظلم سعود نامسعود روسياه و اهتمام شاهنشاه آگاه در دفع آن فتنهساز گمراه
وهّاب نامى از اعراب باديه ، چندى « 1 » در نزد محمد اسمى بصراوى تلمذ مىنمود و پس از آن در ديار اصفهان بار ادبار گشود . برخى از علوم صرف و نحو و معانى و بيان و فقه و اصول را خواند و توسن عزيمت به جانب ولايت نجد راند . در آنجا مخترع قانونى تازه شد و از تصنيف كتب متعدده ، قانون اختراعى را بلندآوازه ساخت .
در اصل مذهب سنّت و جماعت داشت ، ولى در احكام اصول و فروع با قاطبهء اهل اسلام از شيعه و سنّى تفاوتى چند گذاشت . برخى از خلاصه عقايد كفر فوايدش اينكه : به جز زيارت مكه معظّمه ، زيارت قبور نبى [ 99 ] و ساير ائمه و تقبيل مراقد ايشان حرام است و استعمال مهر و تسبيح ، چون بدعتهاى بتپرستان ظلام . زينت مقابر و اندوختن ذخاير در آن روضات فيض مظاهر ، و افراختن قباب سپهر مفاخر ، بدعتى ظاهر است و شنعتى متكاثر . اخذ ذخاير روضات ائمه ، چون خون متابعين خلاف ، بر ساير امت از اهل اسلام حلال است و تعطيل اين همه مال با احتياج ارباب سئوال در دنيا و آخرت مايه نكال و و بال [ است ] .
عبد العزيز نامى از مشايخ نجد عقايد او را شنيد و به غايت پسنديد . چون عبد العزيز مزبور را هواى سرورى بر سر و عروج بر مدارج سرورى به اختراع مذهبى جديد بهتر ميسر است ، لهذا تصنيفات او را در ولايت نجد منتشر ساخت و به دعوت آن قوم بىپا و سر پرداخت . پس از اندك زمانى حشرى وافر جمع كرد و روى به تسخير
هامش
( 1 ) . مجلس : - « چندى »