تخطي إلى المحتوى الرئيسي

تاريخ ذو القرنين ( فارسى ) — صفحة 167

مساهمون:

ص١٦٧
خواطر اعالى و ادانى برگشاد بادهء سبيل آمد و زاهدان رياكار را بروز اين اجازت به كوى باده‌فروشان دليل شد . واعظان را پردهء مستورى دريده شد و شاهد مخمورى از استعمال بادهء انگورى در دامان آرزو آرميده آمد . [ مصرا ] ع :
ز پرده‌ها به در افتاد رازهاى نهانى
ولى مدت اين اجازت همان ايّام عيش شاهزاده خورشيد رايت بود ، نه امتداد زمانى بىنهايت . از اوايل شهر جمادى الاخرة تا مدت هفت شبانه روز بازار طرب را رواجى تازه و نوبت‌خانهء سلطنت بلندآوازه بود . توپ‌هاى تندر فغان ، صيت ميمنت اين عيش مهنّا را به گوش ساكنان ملاء اعلى رسانيدند و آتشبازان صنعت نشان فضاى هوا و سطح غبرا را نمونهء وادى ايمن گردانيدند . مطربان باربد آهنگ و مشعبدان پرنيرنگ از نواى عود و چنگ و شعبدهء مهرهاى رنگارنگ از مرآت خاطر سامع و ناظر زنگ زدودند و شوخ چشمان عرصهء افلاك به تماشاى اين عيش فرحناك ، از مناظر « 1 » عالم پاك به مركز كره خاك آهنگ نمودند . در هر عيشى كه در زمان دولت جاويد اثر شد ، از همت خاقان مظفر ، بدره‌هاى « 2 » سيم‌وزر به انعام اكابر و اصاغر هر كشور صرف مىگرديد ، ولى تا التفات خاطر شهريار جهانبان را درباره اين وليعهد جهانيان اعظم برهان باشد ، عقدهاى لآلى و گوهر به علاوه بدره‌هاى سيم‌وزر به انعام اكابر و اصاغر هر كشور صرف مىگرديد . در روزى فيروز و ساعتى سعادت‌اندوز ، عقد مواصلت اين دو نيّر « 3 » عالم‌افروز بسته شد و در شبى خرّم‌تر از روز جوانى و هنگامى سعيدتر از ايّام كامرانى ، آن‌دو غيرت سعدين آسمانى بر مسند شادمانى باهم نشسته على الصباح كه عروس مهر خاورى از حجله گنبد نيلوفرى بىپرده جلوه‌گرى نمود ، شاهزادگان اطراف و نامداران اكناف ، تهنيت اين عيش مهنا را پيشكش‌هاى شايان از پيشگاه حضور شاهنشاه صاحبقران گذرانيدند و هريك - على قدر مراتبهم - مورد احسان تشريفات بىپايان و عطاياى نمايان گرديدند .
هامش
( 1 ) . در نسخهء مجلس ، عبارت « سامع و ناظر زنگ زدودند و شوخ چشمان عرصهء افلاك به تماشاى اين عيش فرحناك از مناظر » موجود نيست . ( 2 ) . ملى : « بدرهاى » ( 3 ) . ملى : « تير »