و تشريف ولايت عهدش حسب الوصيّه سلطان شهيد و نيّت صاحبقران رشيد به حكم لياقت عديد ، زينت پيكر آسمان رخت . چون سرو برومند قامت طوبى آيتش در جويبار بهشت دولت بالا كشيد ، از فيض تربيت خاقان بلند همت در بروز خصايل حميده شجاعت و سخاوت و نصفت « 1 » و عدالت ، به طراوتى بىنهايت رسيد . امراء دربار معدلت آيات و ولات ولايات عرايس « 2 » امانى و آمال « 3 » را هر هفت كرده به اميد شرف مصاهرت « 4 » او در حجال « 5 » خيال منتظر داشتندى و از وفور افكار ابكار و تدابير بىشمار ، همت بر حصول اين مأمول گماشتندى . بالاخره قرعهء اين فال ميمنت مآل به نام نامى امير نامدار ميرزا محمد خان دولوى قاجار ، كه اميرى بزرگوار و دانايى عالى مقدار بود ، نيكو افتاد .
صبيّه مرضيّه او را كه زهره زهراى سپهر عفت و حوراى حسناى فردوس عزت بود ، شرف موهبت اين خطبهء عظمى دست داد .
فرامين قضا حكم قدر اثر به احضار نوّاب شاهزادگان نامور از عراق و فارس و ممالك طبرستان و خاور و امرا و بيگلر بيگيان هر كشور و ولات و حكّام و اعيان هر بومو بر و علما و فضلا و خطباى فصاحت سير از مصدر خلافت صادر شد و در اندك زمانى عموم صاحبان شوكت با سازوبرگ عشرت به درگاه بهشت آيت حاضر آمدند . از صدر ديوان خلافت ، به آرايش ميدان درب سراى دولت و چهار بازار رفيع بنيان مقر سلطنت تأكيدات بىغايت رفت و از سعى مباشرين اين امور با سرور ، در زيور ميادين و اسواق تصرفاتى بىنهايت شد و اختراعاتى فزون از حوصله غيرت به عمل آمد .
كمال التفات حضرت صاحبقرانى [ را ] درباره اين زيب افزاى مسند خلافت جاودانى ، ازين فقره استنباط مىتوان نمود كه ، با وجود پاكى دامان از لوث گناهان و عدم ارتكاب به آن هوش رباى پيروجوان ، تا مراتب عيش و نشاط را كمال باشد و خواستگاران [ 98 ] عروس زيباى بنت العنب را به آن شاهد مخضّب « 6 » اتصال ، لهذا به استعمال شراب ناب اجازت داد و به فتواى « 7 » مفتى عقل ، ابواب بهجت و نشاط بر چهرهء
هامش
( 1 ) . عدل و انصاف ؛ ملى : « نضفت »
( 2 ) . عروسها
( 3 ) . اميدها و آرزوها
( 4 ) . به دامادى برگزيدن ، خويشاوندى از طريق دامادى
( 5 ) . حجلهها ، اتاق آراسته ؛ ملى : « احجال »
( 6 ) . رنگين ، رنگ شده
( 7 ) . ملى و مجلس : « بفتوى »