متفق اللفظ تصديق جناب ميرزا را زبان صداقت برگشادند و رشته تعهد افتتاح قلعه را عنقريب بر گردن نهادند . عدم قبول اين استدعا از چنان فاضلى دانا با وجود تعهدات امرا در چنين هنگامى نامناسب مىنمود و ترحم بر حال ضعفا و برايا و احترام آن روضهء فيض انتما نيز ، مزيد علت بود ، لهذا صاحبقران خورشيدلوا ركضت به صوب دار الخلافه را وجههء همت فرمود .
حسين خان قاجار قزوينى علاوه بر حكومت نيشابور ، سردار مملكت « 1 » خراسان شد و با امرا و خوانين خراسان تسخير ارض اقدس را بر زده دامان آمد . موكب اعلى منزل به منزل حركتكنان وارد چشمه على دامغان و پس از چند روز كه از اقدام به صيدو شكار در آن [ 97 ] عرصهء فرح آثار فراغت دست داد ، به صوب اوب « 2 » سمنان سبك عنان گرديد .
نوّاب محمد ولى ميرزا صاحب اختيار آن خطه دلگشا طوىهاى « 3 » دلكش داد و ما حضرهاى رنگين در خوان ارادت نهاد . قيصر ميرزاى ، ولد شاه زمان افغان ، در سامان سمنان با يك زنجير فيل كوه توان و بعضى از تنسوقات « 4 » گران به ركاب فيروزى نشان مستسعد « 5 » و خبر ملالت اثر قضيهء هايلهء كربلاى معلّى از ظلم سعود روسياه در عرض راه گوشزد گرديد . تفصيل هردو فقره - انشاء الله تعالى - عنقريب ايراد خواهد گشت .
شاهنشاه دادگر به عزيمت دار الخلافه ميمنت اثر بر خنگ ختلى ميلاد سوار و در يوم هفتم شهر جمادى الاول ساحت آن ملك از فرّ قدوم آن بحر فلك فلك طعنهزن سپهر دوّار آمد .
[ مصرا ] ع :
دولت معين و بخت مساعد ستاره يار
آرايش سور پرسرور نوّاب نايب السلطنه العليه عباس ميرزا
اين شاهزاده جوانبخت چراغ فروزان دودمان دولت شاهنشاه با تاجوتخت است
هامش
( 1 ) . مجلس : - « مملكت »
( 2 ) . بازگشت ، برگشتن ، بازآمدن
( 3 ) . ضيافت ، مهمانى
( 4 ) . تحفه و هديه ؛ ملى : « تمسوقات » ؛ مجلس : « تمنوقات »
( 5 ) . سعادتمند ، نيكبخت ؛ ملى : « مستعد »