تعالى - رقم زد كلك فصاحت نصيب خواهد شد ، ايمنى خويش را در توسل به حبل المتين دولت قاهره يافت و تا در بدايت ظهور صداقت مصدر خدمتى شود ، به جهت استمالت جعفر خان بيات به صوب نيشابور شتافت و خان مزبور را مستمال نموده خواهى نخواهى برداشت و روى افتخار به اردوى همايون گذاشت .
اللهيار خان قليچى ملتزم ركاب سعادت شد و امير گونه خان زعفرانلو حاكم خبوشان و ابراهيم خان شادلو حاكم اسفراين نيز با جميع خوانين خراسان به تقبيل عتبه عليا مبادرت نمودند . نظام الدوله سليمان خان و حسين خان قاجار قزوينى به تسخير قلعهء چناران مأمور و نوّاب شاهزاده محمد على ميرزا و اسحق خان قرائى با جمعيت موفور « 1 » به عزم تسخير مشهد مقدس رضوى به منقلاى موكب اقدس روانه ارض فيض ظهور شدند .
پس از روزى چند رايات ظفر پيوند از چمن رادكان ؟ ؟ ؟ شقهگشا و روز دوشنبه نهم شهر ربيع الاول ، قلعهء مشهد مقدس محاط لشكر فيروزىلوا گرديد . در خصوص اهتمام سپاه ظفر « 2 » همراه در خرابى حولوحوش آن قلعه متين و قحط غلات در آن ارض فيض مكين و اضطراب و اضطرار عموم محصورين ، خاصه عجزه و ملهوفين « 3 » طول كلام را سودى نيست و نادر ميرزاى مردود را در بسط كيفيت تمّرد و عصيان « 4 » وجودى نه .
مدت يك ماه زمان محاصره طول كشيد و جناب فاضل كامل و عالم عامل ميرزا محمد مهدى مشهدى - طاب ثراه - شفاعت اهل شهر « 5 » را به سوى اردوى معلى عزيمتگراى گرديد . در محفل ارم مشاكل شرف ملاقاتش دست داد و مهر از گنجينهء راز چنين برگشاد كه : اهل قلعه را با استيلاى نادر ميرزا در سپردن شهر اختيارى نيست و هر گاه به قهر و غلبه مفتوح آيد ، محفوظى نفوس و دماء مسلمان را از مجاور و مسافر اعتبار نه . عموم اهالى از ادانى و اعالى متعهدند كه هرگاه حضرت شاهنشاه معدلت پناه ركضت به صوب دار الخلافه را تصميم دارند و تسخير قلعه را موقوف به چند صباحى ديگر گذارند و جمعى از سپاه ظفر پناه با اميرى كارآگاه درين سامان به حفظ حضرت يزدان بسپارند ، به تدبيرى كه دانند و نيرنگى كه توانند ، بالاخره نادر ميرزا را بىاختيار [ گردانند ] و قلعه را به سركار گماشتگان « 6 » ديوان قدر بنيان تسليم آرند . امرا و خوانين خراسان نيز
هامش
( 1 ) . مجلس : « موفوم »
( 2 ) . مجلس : - « ظفر »
( 3 ) . ملى : « ملهوقين »
( 4 ) . ملى : « تمرّد اغصان »
( 5 ) . مجلس : « مشهد »
( 6 ) . ملى : گماشتهگان