بخش 4
بهاريه سال فرّخ مآل تخاقوى ئيل مطابق با سنه يكهزارو دويست و پانزده و مأموريت امرا به محاصره ولايات سبزوار و نيشابور
زينتافزاى محفل روزگار و آيت تشخيص ليل و نهار ، اعنى مهر سپهر مدار در اين سال فرخنده آثار بعد از انقضاى دو ساعت و « 1 » كسرى از روز پنجشنبه ششم شهر ذى قعده الحرام سنه يكهزار و دويست و پانزده ، سراى حوت را وداع و به جهت آرايش اتلال و ارباع « 2 » به كاشانه حمل ، چهر پر شعاع نمود . به حكم سلطان بهار ، سرداران صنوبر و چنار ، تسخير سبزوار چمن را از سنبل و [ 83 ] سوسن لشكر كشيدند و فراشان صبا و شمال ، عيش خسرو ربيع را در صحن چمن بزمى ملوّن چيدند . سعايتپيشهگان نسيم به زمزمههاى نرمنرم در حضرت سلطان بهار نمامّى پيشه كردند و قبيله « 3 » بهمن را كه چندى كارگزار دولت گلشن بود ، با تيشه سياست از ريشه برآوردند .
كيمياگران قواى ناميّه ، مس منجمد اغصان را از گلهاى شكوفه و رعنا ، منبت سيم و زر ساختند و بوته خار را كه با دوحهء گل دعوى برادرى بل برابرى مىكرد ، به انديشه خيالى محال انداختند . شاهنشاه صاحبقران پس از انقضاى جشن نوروزى به خرّمى و فيروزى ، همّت قضا نهمت به نظم مهمات هر سامان گماشت و نخست اميران نامدار با لشكرى جرار به افتتاح قلاع خراسان مأمور داشت . در داستان سال قبل اشاره شد كه اللهيار خان قليچى حاكم سبزوار و جعفر خان بيات حاكم نيشابور به سبب شفاعت شاه
هامش
( 1 ) . ملى : - « و »
( 2 ) . اتلال : جمع تل به معنى پشته و توده ؛ ارباع : چهارگوشه
( 3 ) . ملى : « قبله »