تخطي إلى المحتوى الرئيسي

تاريخ ذو القرنين ( فارسى ) — صفحة 147

مساهمون:

ص١٤٧
دوستان كم و دشمن بسيار گردد و نيز اين معنى محقق است كه در محكمهء شرع مطاع و حضور حاكم شريعت واجب الاتباع ، اثبات گناه يا به شهادت عدلين است يا شياع بعد از ثبوت مدعا و اجراى حكم شريعت غرّا را حكّام شرع واجب شمارند و مجرم را به دست شحنه سياست سپارند . هرگاه پس از آن خلافى ظاهر آيد ، حكم شريعت همان است كه جارى گشته و تير از كمان گذشته است . حكومت عرف نيز تالى شرع است و در حقيقت اين اصل است و آن فرع . سلطان عادل هرقدر در مراتب عدالت و انصاف به مرتبه كمال باشد ، به حكم شريعت غرّا از سياست مدن ناگزير است و اين فقره ، بنيان سلطنت را ركنى است دلپذير . پس از آن‌كه جمعى از خاصان درگاه و سران سپاه و حكام اطراف و رعاياى اكناف بر خلاف شخصى برخاسته [ 85 ] محضرها بر خيانت او آراسته باشند و بالمشافهه با براهين مسجّل و دلايل مدلّل و نوشتجات ممهوره و وقايعات مشهوره امرى را ثابت نمايند . گذشت از سياست ، خلاف طريقهء ملكدارى و مخالفت جمهور [ و ] منافى رسوم سلطنت و شهريارى است . بالجمله ازين تشبيبات [ بيان ] كيفيت حالات جناب حاجى ابراهيم خان شيرازى اعتماد الدوله ديوان اعلى منظور و حقيقت احوال او را بدين نمط مسطور مىدارد : حاجى مزبور از معارف آدمىزادگان دار العلم شيراز است و نسب او را ذكر السنه و افواه به اين طريق كاشف راز كه ، يكى از اجداد اعلاى او از دار السلطنه قزوين كه وطن اصلى او بوده هجرت گزين و به دار العلم شيراز آمده ، خاطرش به آرامش در آن كشور قرين شد . از خاندان حاجى قوام الدين شيرازى معروف ، مستوره [ اى ] به عقد ازدواج درآورد و به مدد حرفت و صناعت ، مدارى به اندازه مىكرد . اولاد او نسلا بعد نسل به سبب آن مستوره خود را منسوب به حاجى قوام الدين دانسته كه خواجه حافظ - عليه الرحمه - اين شعر را در وصف او بسته است . حافظ - عليه الرحمه :
درياى اخضر فلك و كشتى هلال * هستند غرق نعمت حاجى قوام ما
بالجمله حاجى محمد هاشم پدر حاجى ابراهيم خان به خدمت كدخدايى محله بالكفد ، كه از جمله محلات حيدرى خانهء شيراز است ، مشعوف و مسرور و به جهتى از
تاريخ ذو القرنين ( فارسى ) — صفحة 147 | ناصر افشار فر / ميرزا فضل الله شيرازى ( خاورى )