تخطي إلى المحتوى الرئيسي

تاريخ ذو القرنين ( فارسى ) — صفحة 141

مساهمون:

ص١٤١

ذكر ورود جان ملكم بهادر ايلچى دولت بهيه انگريز و مأموريت حاجى خليل خان قزوينى تاجر به سفارت آن شوكت عزت‌آميز

در ضمن حكايت سفارت ميرزا مهدى على خان اشاره نمود كه سفارت او در ظاهر بهانه تهنيت جلوس همايون و در باطن عزيمت شاهنشاه صاحبقران به صوب مملكت خراسان و بازداشتن پادشاه افغان از خيال مداخلت به حدود هندوستان بود . چون محض از جهت حصول تمناى كاركنان آن دولت بهيه ، سفر خير اثر خراسان دست داد و شاهد اين حسن عهد نقاب از چهره برگشاد ، امناى دولت انگريز را اين حسن وفا زياده موجب مزيد اعتماد و اعتقاد شد و موافقت با دولت خداداد در اين معنى بيشتر از پيشتر محرك سلسه اجتهاد آمد . جناب ماركويس لاردولزلى « 1 » از جانب آن دولت بهيه به فرمانفرمايى مملكت هندوستان قرين افتخارى بىپايان بود . لارد مزبور از نجباى مملكت ايرلانده و در ابتدا از جمله مشيران ديوانخانه انگريز [ بود ] و به سبب جوهر فراست و وفور رشادت و علو همت و حسن رفتار با عموم سپاهى و رعيت ، به رجوع اين خدمت سرافراز و پس از چندى به وزارت آن دولت بهيه قرين انواع افتخار و اعزاز آمد . بالجمله از جانب دولت بهيه انگريز مأمور گرديد كه مجددا به جهت تشييد « 2 » مبانى مصافات و تأسيس اساس موالات و اظهار رضامندى و استقرار يكجهتى ، سفيرى با فرهنگ به اين دربار سپهر اورنگ گسيل سازد و به آيينى كه داند و رسومى كه تواند به انفاد « 3 » هداياى لايقه و اظهار مودت صادقه پردازد ، لهذا لارد معزى اليه ، بريگدير « 4 » جان ملكم بهادر را كه از معتمدان آن دولت و اميرى با همت و صولت بود ، لقب سفارت عطا نمود و با نامه دوستى ختامه پادشاه ذىجاه انگريز و برخى از تحف و هداياى نفيس به دربار فلك تأسيس فرستاد و شش نفر ديگر از عظماى
هامش
( 1 ) . لرد ولزلى( Lord Wellesely )برادر ولينگتن سردار مشهور انگليسى بود . ( تاريخ روابط سياسى ايران و انگليس ، محمود محمود ، ج 1 ، ص 7 - 13 ؛ تاريخ مفصل ايران ، عباس اقبال ، ص 769 ) ؛ مجلس : « لاردلزلى » ( 2 ) . استوار ساختن ، محكم كردن . ( 3 ) . مجلس : « انفاذ » ( 4 ) . بريگدير( brigadier )به معناى سرتيپ يا ژنرال ؛ ملى : « بريكددير » ؛ مجلس : « بريكه‌دير » .
تاريخ ذو القرنين ( فارسى ) — صفحة 141 | ناصر افشار فر / ميرزا فضل الله شيرازى ( خاورى )