نمايد ، آن دولت ديگر نيز بايد شريك صلح باشد ؛
فصل چهارم : هرگاه دولت افغان يا « 1 » دولت فرانسه با دولت عليّهء ايران بناى جنگ گذارند ، دولت بهيه انگريز امداد به دولت عليّهء ايران نمايند ؛
فصل پنجم : دولت عليه ايران اهل فرانسه را نگذراند كه در سرحدات ايران از دريا و خشكى ، محل توقف ساخته بار اقامت اندازند .
خلاصهء عهدنامه [ اى ] ديگر در امور تجارت و آمدورفت تجار مملكتين دو دولت پايدار مفصلا نوشته شد كه احتياجى به ايراد نيست .
على اىّ حال ، سفير مزبور بعد از انجام مهام سفارت به اعطاى خنجر و شمشير مجوهر مفتخر و ساير كرسىنشينان او - على قدر مراتبهم - به خلاع و عطاياى بىمر بهرهور و آمادهء ذهاب به صوب مقرر شدند . از جانب سنّى الجوانب اين دولت عليّه نيز ، حاجى خليل خان قزوينى ملك التجار ، با اساسى سزاوار سفارت آن ديار ، به مرافقت سفير فطانت آثار ، به ايلچىگرى مأمور و در اواخر شهر رمضان المبارك ، سفيرين مذكورين روانهء آن حدود و ثغور گشتند .
هامش
( 1 ) . ملى : « با »