مرتضى قلى خان عم شاهنشاه تاجدار بود ، كه به ولايت روس رفته در همانجا وداع سراى زندگانى نمود . در شبى روشنتر از روز و ساعتى سعيدتر از بخت فيروز ، ماه را با هور و ملك را با حور مواصلت رخ نمود و شاهنشاه آگاه صبح روز ديگر عزيمت تختگاه فرمود .
در روز چهاردهم شهر ربيع الآخر ، ساحت دار الخلافه طهران از فرّ قدوم صاحبقران گردون توان طعنهها بر عرصهء جنان زد و اهالى آن مكان را به جهت تهنيت ورود مسعود ، اين مطلع قصيده حضرت صبا ورد زبان [ آمد ] .
صبا :
در خراسان رزم كردى ساز احسنت اى ملك * سوى رى لشكر كشيدى [ 80 ] باز احسنت اى ملك
ذكر صادرات ايّام توقف طهران و عزيمت دار السلطنه قزوين و عيش نوّاب محمد على ميرزا و ساير اوضاع و رجعت به تختگاه در ورود به دار الخلافه طهران
حكّام و عمّال و مباشرين اعمال ممالك عراق و فارس و كرمان و يزد و خوزستان كه به جهت پرسش حال رعايا و جبر كسور ضعفا به دربار فلك فرسا احضار شده بودند ، وارد و روزى چند امور محاسبات و معاملات ولايات به قلم مستوفيان ديوان اعلى پرداخته و كار اهالى هر صفحه از يمن توجه خاطر داور « 1 » بىهمال ساخته گشت ، به جهت تذهيب قبه عرش درجه حضرت معصومه - صلوات الله عليها - و احداث برخى مساجد و مدارس و كاروانسرا در آن ارض فيض انتما و بناى عمارات ملوكانه در دار السلطنة اصفهان خلد بنيان و حدوث رباطات در قرب رودخانه جاجرود و قريهء « كنارهگرد » من اعمال طهران ، اوقات همايون مصروف گرديد كه ذكر هريك - انشاء الله تعالى - در خاتمه كتاب معلوم و مرقوم خواهد شد .
پس از فراغ ازين مهام ، حكام و عمال اطراف را با صدور بعضى از احكام
هامش
( 1 ) . مجلس : - « داور »