چون محمود ميرزاى ولد تيمور شاه در اين سفر ملتزم ركاب ظفر اثر بود ، لهذا كما فى السابق احكام قضا نظام به خوانين خراسان و ولايات افغان مشعر بر رعايت او از مصدر خلافت صادر و با تداركى شايان به اتفاق برادر و پسر خود فيروز و كامران ، روانه حدود قندهار و كابل گشت و در بيست و هفتم شهر صفر المظفر رايات ظفر از خارج شهر سبزوار حركت و به جانب دار الخلافه پىسپر گرديد . حسين قلى خان در اسفراين و ابراهيم خان در قرب آققلعه شرفياب درگاه عليه شدند . آقا خان بنى عم نيز از ينگى قلعه مزينان احضار و ابراهيم خان با دستجات تفنگچيان عربوعجم مأمور به محافظت آن ديار آمدند .
موكب اعلى به جهت انتظام امور تركمانان يموت و كوكلان ، همهجا صيدكنان وارد چمن كالپوش [ شد ] و چهارده روز در آن مكان بهجت نشان به نظم امورات منظوره اقامت فرمود . بعد از اتمام كارها جمعيتى كه از فارس و عراق در ركاب سرور آفاق ، جانفشانى را حاضر بودند ، مرخص اوطان [ شدند ] و موكب فيروزى شأن با جمعيتى از سران و ميران و خاصان از چمن كالپوش ركضت « 1 » را دامنزنان و در ورود [ به ] بسطام ، بنه و اغروق را روانه دار الخلافه طهران و از راه چشمه على دامغان به جهت انجام عيش نوّاب شاهزاده بهمن شأن محمد ولى ميرزا وارد ولايت سمنان شد و باز هنگامه طرب گرم گرديد و گوش بربط و رباب از گوشمال پنجه ارباب طرب نرم . بازار و ميدان آن ديار از اسباب عيش و عشرت آرايش يافت و هريك از پير و جوان و توانا و ناتوان به كاشانه بهجت و آرامش شتافت . تركان دلير كه چندى بهجاى باده « 2 » ، ارغوان خون دشمنان خوردندى ، از نوشيدن كاسات راح « 3 » خوشگوار ، انديشهء دشمن از ياد بردندى [ و ] به جاى اسلحه پولادشان ، حرير « 4 » اندام نازنينان نوشاد در آغوش بود و در عوض هزاهز جنگ و هاياهاى رزم ، نغمه مغنيان خوش آهنگ در گوش .
بالجمله مدت پنج شبانه روز داد عيش و عشرت داده شد و ابواب سرور بر چهره مهموم « 5 » و مسرور گشاده آمد . عروس مزبور از نجباى ايل جليل قاجار و صبيّه مرضيّه
هامش
( 1 ) . به يكباره حركت كردن
( 2 ) . مجلس : « بجادهء »
( 3 ) . مى ، باده
( 4 ) . مجلس : « حراير »
( 5 ) . گرفته ، اندوهگين