موفور و تربيت يافته دولت ابد دستور بود ، به وزارت مملكت فارس ، قرين افتخارى نامحصور شدند . هردو شاهزاده آزاده با شوكتى تمام به محل ايالت و فرماندهى شتابان آمدند و در ركاب هريك از ايشان ، چندين تن از امرا و خوانين ايل جليل الشأن « 1 » قاجار روان گشتند و لواى فلك فرسا به عزم زيارت روضه مطهره بضعه احمدى - صلواة الله عليها - از مقر خلافت كبرى شقهگشا و در آن رواق عرش ساق ، بعضى عمارات خوشبنا از همت خسرو زرّين لوا برپا گرديد . پس از اداى زيارت مخصوصه و انعام بر فقرا و مجاورين روضه منعوته عزم رجعت را مصمم و روضه دار الخلافه از ورود مسعود رشك گلستان ارم آمد .
در همان اوقات ، نوّاب وليعهد دوران عباس ميرزا از مملكت آذربايجان ، مظفر و كامران شرفياب آستان عدالت اركان گرديد . اللهيار خان قليچى حاكم سبزوار در عذر خيانت « 2 » خويش عريضه صداقت انديش فرستاده استدعا نمود كه معتمدى از سركار گيتى مدار به جهت آوردن صبيّه مخطوبهء او روانه ، و تقديم اين خدمت التفات سركارى را بهانه آيد . جواب عريضه آن نادان ، مرقوم [ شد ] و ميرزا اسد الله مستوفى نورى مازندرانى ، انجام اين خدمت را معيّن و معلوم گرديد .
مصراع :
تا بعد ازين چگونه بود كار روزگار
هامش
( 1 ) . ملى : « ايشان »
( 2 ) . ملى : « جنايت »