نوكرى از دولت و با عدم اختيار ، پر حرمت است [ و ] در امورات نيك ، مثل تعيين منصب و جرم بخشى و بذل از مال رسدى خود و امثال اين امور ، مختار است ، ولى در بقيه امورات ، راى او بسته به راى جمهور .
قبل از اين ، [ زمانى ] كه حضرات پاپايان « 1 » ، يعنى بزرگان كليسيا ، تصرفات بىغايات در امورات مملكت مىنمودند و احكام فروعيه خود را بهطور تسلط جارى مىكردند ، سكه هم به اسم ايشان رواج داشت چنانكه لفظ پاپاسى معروف است ، جمهوريت انگريز از فرط تسلط ايشان به تنگ آمده ، گفتند كه : « از جهت احكام « 2 » فروعيّه ، همان كتاب انجيل و رسالات حواريين كافى است و احتياج به احكام فروعيه پاپايان نيست . » بالاخره پاپايان بىدخل شدند و به جز اختيار كار كليسيا ديگر كارى ندارند . اكنون تابعين قديم پاپايان كه در هر ولايت مىباشند ، جمهور انگريز را خارج از مذهب مىدانند .
در « 3 » ابتدا ، بناى دولت ايشان بر معامله و تجارت بوده و بههمين تدبير به مدد جهازات و غرابات از راه بحر محيط در ممالك هندوستان و ينگى دنيا ، مداخلات نمودهاند و اكثر از آن ولايات را متدرجا به ضرب زور و زر گشودهاند . هموارهء اوقات قريب به يكهزار فروند غراب و كشتى در روى دريا و قريب به ساحل دارند و همت به تسخير ممالك قريب و بعيد مىگمارند . اعتقادشان اينكه : « هر دولت كه بر دريا مسلط است ، بر خشكى هم مسلط خواهد شد » ؛ به اين دليل خود را عالمگير مىشمارند .
هيچيك از قرالات فرنگ را بر روى دريا دستى به ايشان نيست و تصرفى در ممالك متصرفى آنها نه . بعد از آنكه اكثرى از ممالك هندوستان را تصرف كردند ، قرارى دادند كه : همان جمعى كه مباشر تسخير آن ولايت شدهاند ، در آن ديار كارگزار و معادل چهل نفر از معارف ايشان در مهمات جمع و خرج مملكت و قرار كار سپاهى و رعيت همواره مشير و صاحب اختيار باشند .
دولت هند را كمپنى نام نهادند و آن چهل نفر را اهل كونسل لقب دادند . جمع و خرج مملكت را باهم پرداختند و پيوسته چهارصدهزار لشگر به جهت حفظ آن كشور
هامش
( 1 ) . منظور از واژهء « پاپايان » همان « پاپها » است .
( 2 ) . مجلس : - « احكام »
( 3 ) . مجلس : « و »