لندن ، واقعه در مملكت انگلتره است . اين دو جزيره فى ما بين نقطتان شمال و مغرب واقع و در سمت مغرب ممالك اروپاست كه عبارت از فرنگستان باشد . مملكت اسكاتلاند در شمال انگلتره و مملكت ايرلاند در مغرب آنست . بعد اين دو مملكت انگلتره و اسكاتلاند از نقطهء طرف جنوب تا نقطهء طرف شمال ، طولا چهل و نه درجه الى پنجاه و هفت درجه و سى و پنج دقيقه و عرضا از نقطهء سمت مشرق تا نقطهء سمت مغرب ، هشت درجه تا سيزده درجه است . مسافت طول اين دو مملكت ، يكصد و هفتاد و يك فرسنگ و مسافت عرض آن به سبب كمى و زيادى از [ 71 ] چهل فرسنگ تا يكصد فرسنگ است و طول جزيره ايرلاند ، يكصد و سه فرسخ و يك ميل و عرض آن پنجاه و چهار فرسخ و دو ميل مىباشد . ميان حد اين دو مملكت انگلتره و اسكاتلاند ، كوهستانات « چوىاوت » و رودخانه « تويد » « 1 » است و فصل مشترك ميانه انگلتره و ايرلاند درياى « سانتجارج » « 2 » است و فصل مشترك فى ما بين اسكاتلاند و ايرلاند درياى « نارثحيل » « 3 » است كه در لغت انگريز گذرگاه شمال را گويند .
اطراف اين دو جزيره به بحر محيط ، محاط و عدم تصرف ساير قرالات فرنگ در آندو جزيره از وفور احتياط است . به سبب مجاورت آن به بحر محيط ، هوايش با غلظت و كثافت و بادش بسيار تند و مختلف و پر مخافت است . انواع ميوه در آن مملكت ناياب است و اگر احيانا يافت شود ، قيمت آن سبيكه « 4 » ماه و آفتاب ، مگر سيب و گلابى فقط كه از فرط فراوانى خوراك دواب است . سيب پخته را بسيار ميل دارند و در بازارها طبخ كرده مىفروشند . صيد چرندهاش بسيار كم و پرندهاش بىنهايت است و حشرات الارضش كمياب و بىآفت . معادن فلزاتش به غير از طلا و نقره فراوان و تحف غريبه و صنايع عجيبهاش آنچه در حوصله گمان گنجد بىپايان .
اهلش به غايت با غيرت و بىنهايت صاحب صنعتاند . برحسب صفت ، صاحب شمايل نيكو و صورت دلجو و از حيثيت اخلاق ، درست رفتار و نرم گفتار و خوشخو مىباشند . از فرط كياست ، نظامى در كار خاصه و عامه نهادهاند كه رسوم متداوله در اكثر ممالك ، خاصه مملكت ايران ، از قبيل حسد و نفاق و مكر و فريب و جسارت حضورى و
هامش
( 1 ) . توئيد
( 2 ) . سنتجورج
( 3 ) . نورتهيل ؛ مجلس : « نارثجيل »
( 4 ) . قطعه طلا يا نقره گداخته و در قالب ريخته ( ر . ك : معين ذيل سببكه ) .