از فرط پاسدارى حرمت ز شهريار * كابينش ملك جم شد و شد باز عذرخواه
كابين چه ملك فارس كه آمد به روزگار * هر قريهاش رشك ده كابل و هراه
سورى چنانكه دركهء وجد و سماع آن * از مهروماه دهر به چرخ افكند كلاه
سورى كه از بشاشت آن در كمال وجد * خندند حوريان به نواهاى قاهقاه
اندازه سرور فزون شد ز عرشوفرش * آوازه سرود روان شد به مهروماه
در جنب هر گياه درين سور پرسرور * گلهاى روزگار بسى كمتر از گياه
بارى [ 70 ] نوشت از پى تاريخ خاورى * آن سور پرسرور همايون به پادشاه
ذكر شمهاى از اوضاع مملكت و دولت انگريز و سبب مراوده و آمدورفت ايشان با اين شوكت جاويدآميز و آمدن ميرزا مهدى على خان از جانب سركار دولت كمپنى و ورود فرستادگان تيپو « 1 » سلطان پادشاه دكن
سرزمينى كه اهالى انگريز در آنجا سكنى دارند ، سه مملكت است و اين سه مملكت دو جزيره است . دو مملكت كه متصل بههم و مسمّى به انگلتره و اسكاتلاند است ، يك جزيره مىباشد و مملكت ايرلاند ، « 2 » جزيره [ اى ] ديگر است ؛ چون اين سه مملكت در تحت اختيار يك پادشاه است ، لهذا در خارج تسميهء كل به اسم جزء و مملكت را انگلتره و اهالى را انگريز و انگليس نيز مىنامند . مقر سلطنت ايشان شهر
هامش
( 1 ) . مجلس : - « تيپو »
( 2 ) . كشور ايرلند فعلى ؛ ملى : « ايزلانده / ايرلانده »