تخطي إلى المحتوى الرئيسي

تاريخ ذو القرنين ( فارسى ) — صفحة 126

مساهمون:

ص١٢٦
غيبت خارجى و جميع افعال و كردار ناصواب ، در ميان ايشان به هيچوجه من الوجوه وجود ندارد . داستان جنگ طپانچه و طول مرافعات كه معروف است ، حكمتش اين‌كه احدى با ديگرى منازعه نكند و امور را در ميان خود به حساب و عدالت بگذرانند . جمعيت اين مملكت از رجال و نسا و صغير و كبير ، تحقيقا نوزده مليان « 1 » است كه سى و هشت كرور باشد . با آن‌كه يك وجب زمين باير در ان مملكت نيست ، باز به سبب كثرت و جمعيت اهالى ، محل سكنى تنگ است و به اين جهت اكثرى از ايشان ، متفرق در ممالك ينگى دنيا و هندوستان و جزايرات « 2 » و ساير قرالات فرنگ . بناى سلطنت در آن مملكت يكصد سال قبل از ولادت حضرت عيسى ( ع ) بوده كه تا اين زمان كه سنه يكهزار و دويست و چهل و هشت هجرى است ، يكهزار و نهصد و سى و سه سال [ قمرى ] مىشود . پيش از آن زمان ، هر طايفه رئيسى از خود داشته‌اند . يكصد سال قبل از ولادت حضرت عيسى ( ع ) « اثلرو » « 3 » نامى از طايفه سكسان كه بزرگ ايشان بود ، با طايفه مزبوره به سببى از اسباب رنجيده از قرال « نمسا » « 4 » حركت و به مملكت انگلتره آمد و چون مردى مدبّر و شجاع « 5 » و طايفهء همراهان او نيز رشيد بودند ، رفته رفته بر ساير طوايف انگريز مسلط شد و دعوى پادشاهى كرد . در آن اوقات بزرگ طايفه را كينگ مىگفتند ؛ « 6 » چون اثلرو مزبور پادشاه شد ، آن لقب را تغيير نداد ؛ به همان سبب لقب پادشاهان انگريز كينگ است ؛ مثل « راى » « 7 » [ 72 ] كه لقب پادشاهان هند و « فغفور » كه از سلاطين چين است . بالجمله از زمان اثلرو ، كه اول پادشاه است ، تا پادشاه حال كه او را « وليم « 8 » چهارم » مىنامند ، شش طايفه در آن‌جا پادشاهى كرده‌اند . در بدايت حال ، سه پادشاه در آن سه جزيره بوده ، ميانهء پادشاه اسكاتلاند و پادشاه انگلتره وصلت واقع و بالاخره پادشاه اسكاتلاند به حكم شريعت عيسوى وارث سلطنت انگلتره شد و آن‌جا را تصرف كرد ؛ مملكت ايرلاند را نيز به زور گرفت . اكنون هرسه مملكت را يك پادشاه دارد و قرار سلطنت ايشان بر جمهوريت است و پادشاه
هامش
( 1 ) . ميليون ( 2 ) . مجلس : « جزاير » ( 3 ) . مجلس : « اثلرد » ( 4 ) . اتريش امروزى ( 5 ) . مجلس : + « بود » ( 6 ) . ملى : « مىگفته‌اند » ( 7 ) . مجلس : « راهى » ؛ منظور از « راى » همان « راجه » است كه به پادشاهان هندوستان اطلاق مىشد و با الفاظ مختلف آمده است ؛ از قبيل : راجه ، راج ، راى ، راه ، راهى . ( ر . ك : معين ) . ( 8 ) . ويليام