تخطي إلى المحتوى الرئيسي

تاريخ ذو القرنين ( فارسى ) — صفحة 123

مساهمون:

ص١٢٣
آن آفتاب مشرق اقبال كامده * اين آفتاب پيش جلالش به قعر چاه روز نخست از پى تعظيم جاه او * آمد مدام قامت اين آسمان دوتاه درياى رحمتش به مثالى است بيكران * كاين نه سپهر طى نكند جاودان شناه در ابتداى سلطنت از بهر پور راد « 1 » * آراست سور و خواست جهانى به پيشگاه فخر جهان حسين على ميرزا كه هست * جمشيد روزگارى و خورشيد بارگاه همت چنان‌كه هست به عمانش همسرى * رفعت چنان‌كه نيست به گردونش اشتباه گمراه جمله گيتى و او گشته راهبر * اميدوار عالم و او شد اميدگاه دختى گزيد از همه عالم كه در شرف * از شرم او هميشه رخ مهر و مه سياه صدر جليل قدر جهان ميرزا شفيع * كز فخر سوده در ره او عارفان جاه « 2 » از حكم شاه رفت و بياورد آن عروس * خوش برگزيده است چنين خواستگار شاه آن دخت ايلخان خراسان كه در شرف * بودند از نخست سزوار تاج‌وگاه در پيش تاب گيسوى او آسمان بتاب * در جنب عطر سنبل او زعفران تباه « 3 »
هامش
( 1 ) . مجلس : « او » ( 2 ) . مجلس : « جباه » ( 3 ) . ملى : « بتاب »