عراق موصوف به دروازه عبد العظيم و تخمينا ربع فرسنگ مسافت آن است ، تدارك چراغان ديدند و در پيش طاق هر دكانى تختى محكم بسته مطربان باربد آهنگ منزل گزيدند و « 1 » ميدان خارج و داخل ارگ معلى را از اسباب آتشبازى ، از قبيل تماثيل انسان و حيوان و تصاوير اشجار و اغصان مشحون ساختند و اطباق سهام پران [ 69 ] شرم تير شهاب و انواع كاسات فروزان آزرم ماه و آفتاب برفراز بام آندو ميدان پرداختند . اقامت مطربان عيشپرداز را تختى رفيع و طويل برفراز مصنعى كوثر منبع كه در نشيب تالار فوقانى باب كرياس فلك مماس و محل جلوس شاهنشاه گردون اساس است ، برپاى داشتند و صنعت مشبعدان رسنباز را رسنهاى تاب داده چون طره مهوشان ساده به مدد عمودهاى استوار در وسط ميدان معلى بر سطح هوا افراشتند .
از پانزدهم شهر جمادى الاخر تا مدت هفت شبانروز اوقات اهالى از ادانى و اعالى صرف عيش و نشاط گشت و ساعات ايّام و ليالى به كار عشرت و انبساط گذشت .
روزها از بام تا شام و شبها از شام تا بام ، نوبتخانه سلطنت بلندآوا بود و طاس سيمين سپهر اعلى از نواى هاياهاى ارباب عشرت پر صدا .
صاحبقران بلند اساس ، روزها بر سبيل استمرار دو ساعت قبل از غروب چون خورشيد درخشان از پاى تا سر غرق جواهر رخشان بر صدر تالار فوقانى كرياس سپهر مماس روى به ميدان نشستى و آن سور پر سرور را بر نظم تبيان همتى ملوكانه بستى . در پيشگاه حضور صاحبقران بحر گنجور اعم از فراز تخت و سطح ميدان آسمان رخت هر جا از حيل « 2 » مطربان عودنواز و مغنّيان خوشآواز و رقاصان طناز و مشعبدان سحرپرداز و پهلوانان كشتى طراز و لوطيان طنبكباز « 3 » و وحشيان رزم ساز و ابواب ابراز صنايع بديعه باز بود و رشته آز به اميد زرافشانى گنجور طبع شاهنشاه بندهنواز دراز . داور همت سير از ابر دست كان اثر ، بدرههاى « 4 » سيموزر در ازاء صنايع نامكرر آن قوم شعبدهگر ، از فراز تالار عرش منظر بر فرق كهتر و مهتر افشاندى و خنياگر چرخ اخضر ، اين مسدّس
هامش
( 1 ) . مجلس : « در »
( 2 ) . مجلس : « قبيل »
( 3 ) . در نسخه ملّى ، قطعه خاورى پس از واژه « طنبكباز » آمده است و بعد از قطعه ، باقى عبارت و در آخر مسدّس صبا آمده است ، ولى چون نسخه مجلس از ترتيب منطقى بهترى برخوردار بود ، براساس نسخه مجلس عمل شد . لذا مطالب مذكور در صفحات 69 و 70 از نسخهء ملى با اندكى جابهجايى در اين كتاب آمده است .
( 4 ) . ملى : « بدرهاى »