فريقين دست داده ، دليران خراسانى به نيروى بخت بلند خسروانى به فوج خان درانى كه سردار آن فوج شيطانى بود ، حمله آورند و چون استظهار ايشان به دولت قوى اركان بود ، به يك حمله صفوف خصم را از هم شكافته « 1 » كار را از پيش بردند . خوانين قيصرى راه فرار برداشته تا دروازه هرات عنان يكران فرو نگذاشتند .
جمعى از جماعت افغان پس از صدور اين فتح نمايان از قيصر ميرزا روى گردان و پناه به ظل رايت محمود ميرزا آورده امان يافتند و از يمن حمايات شاهانه ، قلعه فراه را باز و ولد خود كامران ميرزا را با حكومت انباز و خود با قشون خراسانى و افغان ، عقاب رايت عزم را به تسخير هرات بلندپرواز نمود . مدت بيست روز به محاصره قلعه پرداخت و عاقبت كارى نساخت . جماعت بد عاقبت افغان بىوفايى ورزيده به اميدوبيم قيصر ميرزا ، اردوى او را گذاشته متفرق گرديدند . محمود ميرزا سرآسيمه خاطر روى به سوى بيابان بىسامانى نهاد . خوانين اعراب هم افواج خود را برداشته روانه اوطان [ خود ] شدند . كامران ميرزا نيز از [ 67 ] استماع اين خبر وحشت اثر در فراه تاب مقاومت نياورده به عزم حمايت اولياى دولت جاويد روى اميد به اين سلطنت سديد كرد و بعد از ورود به دار العباده يزد مراتب را به پايه سرير خلافت مسير عرضه داشت « 2 » و به استدعاى اعانت خسرو زمان ، زبان ضراعت برگشود . در هنگامى اين خبر به مسامع عليّه رسيد كه موكب فيروز بهسمت مملكت خراسان شقهگشا بود . شاهنشاه دوستنواز دشمنگداز را آتش غيرت زبانه كشيد و جهانگير خان گلپايگانى كه مردى دانا و تجربه آموزى توانا بود ، به مهماندارى فيروز ميرزا و كامران ميرزا معيّن و روانهء دار العباده يزد گرديد كه آن هردو شاهزاده را برداشته در ارض اقدس شرفياب درگاه مقدس شود تا از آنجا تدارك كار ايشان را كرده به آيينى كه شايان شأن آندو ذىشان است ، روى به استخلاص ملك موروث آورده باشند .
چون تسخير ولايت نيشابور به طول انجاميد ، شاهد اين مدعا از وراى پردهء خفا جلوه پيرا نگرديد . جهانگير خان تا اين زمان در دار العباده به مهماندارى ايشان به سر مىبرد . بعد از مراجعت موكب ظفر نشان از دار الملك خراسان به مستقر خلافت ابد بنيان و وصول مژده فتوحات آذربايجان ، بنابر صدور حكم شاهنشاه صاحبقران ،
هامش
( 1 ) . مجلس : « شكافتند و »
( 2 ) . ملى : + « نمود »