خدمت حرم محترم پادشاهى بود ، لهذا نوّاب نايب السلطنه العليّه برحسب امر بهيّه معتمدين معتبر ، روانه قلعه شوشى [ شد ] و آن خاتون حرمسراى عزت را با انواع اعتبار و احترام حركت داده بعد از ورود به دار السلطنه تبريز ، او را با تدارك شايان روانه دار الخلافه طهران فرمود . [ آغا شوشى ] در دولت روزافزون ، ترقيات عظيمه كرد [ كه ] تفصيل احوالش در خاتمه اين كتاب در سلك تعداد نسوان ثبت است .
ذكر ورود محمود ميرزاى افغان [ در ] نوبت ثانى به درگاه عرش مبانى و بروز مرحمت حضرت صاحبقرانى درباره آن سرگردان وادى بىسروسامانى
عندليت خامه در گلشن نامه به اين آيين نغمهپرداز « 1 » اين هنگامه شده بود كه :
محمود ميرزاى ولد تيمور شاه افغان ، پس از ظهور نوازش بىپايان از درگاه سدره نشان با حصول انواع كامرانى و شادمانى روانه ديار خراسان شد . اكنون به تذكار عاقبت كار زبان گشوده ، عرض مىنمايد كه بعد از وصول معزى اليه به دار العباده يزد ، برادر خود فيروز ميرزا را در آنجا متوقف ساخت و خود به عزم ولايات طبس و قاينات توسن تعجيل در تاخت امير حسن خان عرب زنگويى « 2 » حاكم طبس ولد امير علم خان و امير على خان خزيمه حاكم قاينات ، « 3 » چون مناشير قضا تأثير را كه مشعر بر اعانت و حمايت او بود زيارت نمودند ، انواع عزت و احترام درباره او مبذول نمودند و هريك فراخور احوال خويش جمعيتى آماده داشته و در ركاب آن شاهزاده رايت عزيمت بهطرف هرات افراشتند .
از ابتدا مكنون خاطر ايشان آن بود كه تا دار القرار قندهار كه محل « 4 » اقامت شاه زمان برادر اوست ، در جايى قرار نگرفته به اتمام كار او پردازند و خود را يكباره فارغ از زحمت اين انديشه سازند ، ولى قيصر ميرزاى ولد شاه زمان كه از جانب پدر در هرات حكمران بود ، سد راه گشته ، زمان خان درانى و تيمور خان تيمورى و اسحق خان قرائى را با جمعيتى كافى به دفع ايشان نامزد كرده ، بر سر او فرستاد . در حوالى قصبهء فراه تلاقى
هامش
( 1 ) . ملى : « پرواز »
( 2 ) . ملى و مجلس : « زنگولى » ؛ سپهر در ناسخ التواريخ « زنگوئى » آورده است ( ناسخ التواريخ ، حلاج 1 ، ص 495 ، تصحيح كيانفر ) ؛ در مجمل التواريخ ( ص 115 ) نيز از على مراد خان زنگوئى نام مىبرد .
( 3 ) . در نسخه مجلس اين عبارت چنين آمده است : « امير حسن خان عرب زنگولى حاكم طبس و امير علم خان خزيمه حاكم قائنات » .
( 4 ) . مجلس : - « محل »