تخطي إلى المحتوى الرئيسي

تاريخ خانى ( شامل حوادث چهل ساله گيلان ) ( فارسى ) — صفحة 63

مساهمون:

ص٦٣
جاى محكمى پيدا كرده ، متحصن گشتن چاره نداشتيم . مقام معروف را مستحكم گردانيده متوكلا على اللّه نزول واقع شد . بيت :
چون خجلم ديد ز يارىرسان * چارهء من كرد كس « 1 » بىكسان
بواسطهء مضبوطى و محكمى آنجا ، شكست بر لشكر آن صوب واقع شد . بر مصداق « العذر عند كرام النّاس مقبول » توقع است كه تمهيد عذر را به انعام قبول تلقى فرمايند و خاطر شريف را از اين كدورت و جرأت ما صافى سازند كه در اين امر گناهى نبود و تقدير را تدبيرى نيست . هرچه از نواب عالى ضايع شده باشد ، به اضعاف آن وظايف خدمت به‌جا آريم . چون درويش على حافظ به تمهيد اين معذرت قيام نمود ، حضرت ميرزا على ، ملا نعمت را در جواب مير شمس الدين ، پيغام فرستاد كه تولم حسام الدين چندين سال خدمت جد ما كرده ، اكنون پير شده است و به كار ما نمىآيد و هرچه كارگيا على است ، كارگيا يحيى مرحوم را دوازده فرزند است اگر يك فرزند كم باشد چه شود ؟ و هرچه محمد كيا و حاجى محمد است ، از سى هزار شكور ، دو نفر اگر كم شود ، چه تفاوت كند و هرچه مير عبد اللّه و مير محمد است ، ايشان فرزندان مير ظهير مازندرانىاند و تعلق به شما دارد ، خواهى بكش خواهى بدار . اما كسى كه با كسى دم از دوستى زند ، طبل شعبده در زير گليم نفاق نزند ، شرط دوستى آن بود كه به معنى اين بيت :
به تيغ اگر بزنى دوستان مخلص را * چو روى باز كنى دوستى ز سر گيرند
هامش
( 1 ) - در اصل : كسى با اشباع كسره اضافه .