عمل مىنمودند . فكيف لشكر و سرداران را كه زخم خورده و شكست يافته مىديدند . مضمون « انّ الغريب ذليل حيث ما كانا » وسيله رحم و باعث مودت و اخلاص گردانيده ، جمله را با يرق ، كس همراه كرده ، مىفرستادند تا مآثر مروت و مراسم مكرمت و ملاطفت ، طراز تواريخ ملوك و سلاطين روزگار مىگشت و قاعدهء مودت راسخ و بناى موالات مستحكم مىماند . بيت :
وقت هركار نگهدار كه نافع نبود * نوشدارو كه پس از مرگ به سهراب دهى
سرداران را مدت يك سال مقيد داشتن و با وجود اظهار محبت مجدد و ابراز مودت به اخلاص مؤكد ، سرداران را همچنان مقيد داشته ، عذرى چند كه آثار خدعت از چهرهء آن لايح باشد فرستادن ، نه مناسب اظهار اخلاصى كه فرمودهاند و نه صلاح دولت و نه لايق ملك و ملت است . فرمودهء حضرت امير عليه الصلاة و السلام است كه « اعادّة الأعتذار تذكير للذّنب » به سوى صدق راهبر و بر علت خدعت دليلى واضح است . خير ، ايشان همانجا باشند . اگر حضرت حق فرصت دهد ، آنها را از بند بدر آريم و الا چه شايد كرد . عنقريب در عقب ايشان خواهيم فرستادن .
چون درويش على حافظ رسيد و پيغام بگزارد ، مير شمس الدين از اين حكايت برآشفت و مزاج [ او ] متغير گشت و نزد بنديان فرستاد كه من به خدمت حضرت ميرزا على ، جهت خلاصى شما فرستادهام كه خلاص داده ، روانهء گيلان گردانم . حضرت ميرزا جواب پيغام فرموده كه سرداران كه مقيدند ، به كار نمىآيند . چون مروت من در نطر كسى درنمىآيد و امر ضرورى نيست ، هريكى زنجير بها بدهيد ، تا شما را [ در ] بند كنم . بهر نوعى كه بود ، زنجير بها از بنديان بستد و همه را زنجير كرد و مقيد نگاه مىداشت .