تخطي إلى المحتوى الرئيسي

تاريخ خانى ( شامل حوادث چهل ساله گيلان ) ( فارسى ) — صفحة 60

مساهمون:

ص٦٠
رخصت سربلند شد ، خزينهء همت خود را گشوده ، به معدات اسلحه و اسباب مشغول گشت و لشكرى را يرق از خود داد و در آن باب مصدع اوقات شريفهء ميرزا على نشده ، مجال صبر تنگى پذيرفت و متوجه جانب مير - زين العابدين گشت و به پاكده نزول فرمود و از پاكده الغار به يورت وزير و ماهين برد و به مقابلهء مير زين العابدين كه شروع پيوست ، تير تدبير مير بر نشانهء ظفر آمد و لشكر مير زين العابدين غريق امواج بحر لشكر مير شدند و بعضى كه به ساحل سلامت مانده بودند ، منهزم و متفرق گشتند و اسباب و جهات او دستگير لشكريان شده ، منصور و مظفر به مقام فتح نزول فرمودند و زنگ شكست كه سطح آئينهء دولت را پوشيده بود ، از صيقل اين ظفر جلا يافت و پشت استظهار قوى گشت و حوصلهء آرزوى لشكرى ، از كثرت نعيم مملو شد و در آن منزل دولت ، روز سعادت كه به شام اقبال پيوست ، از پرتو انوار فرح و شادكامى ، آن شب فيروزتر از شب قدر و مسعودتر از روز گذشت . چون خورشيد پرنور از مطلع سرور سر برزد ، زنده‌داران شب دولت ، به چهرهء مير كه چون صبح فرح‌فزا ، بهجت نما است ، به عين بصيرت ناظر شدند . [ و ] اين بيت [ را ] .
بيا كه روى تو خورشيد عالم افروز است * شبم ز روى تو چون روز و روز فيروز است شد از جمال تو فيروز روز من و آن روز * كه خواستم شب و روز از خداى امروز است
برخواندند و خبرگيران اطراف كه شرف ملازمت حضرت مير را دريافتند ، خروج بداق بيك سليمان بيك و جمعيت لشكر در هفت صندوقان عرضه داشتند . عزيمت مير اقتضاى آن كرد كه متوجه دفع او شود . از منزل