تخطي إلى المحتوى الرئيسي

تاريخ خانى ( شامل حوادث چهل ساله گيلان ) ( فارسى ) — صفحة 58

مساهمون:

ص٥٨
جان او شتافت و بازار مراد او رو به شكست نهاد . آتش جنگ كه از باد حملهء دلاوران اشتعال يافت ، خرمن هستى ايشان را بر باد فنا داد و او را به قتل آوردند و لشكر منهزم و متفرق گشتند و فرزند حاجى بيك ، با بعضى لشكرى به مير ملحق شد . آيبه سلطان كه حاجى بيك را به قتل آورد ، به قزوين آمد و چند روزى كه بگذشت ، از احوال مير كه اطلاع حاصل كرد ، متوجه مقابلهء مير شد . چون طالعان معركهء لشكر آيبه سلطان ، به مقابلهء حضرت مير شروع نمودند و بر مثال دايره بر گرد لشكر محيط شدند و حضرت مير را از غايت حيرت ، زنگ كدورت بر آئينه مراد نشست و اختر آمال در برج و بال تحويل نمود ، لشكر اتراك كه حمله بر قلب لشكر مير آوردند ، به نظم عقود جمعيت لشكر ، تفرقه راه يافت و مير منهزم گشت و اتراك ، بسيار از لشكرى مير را به قتل آوردند و مير جريده خود را به قلعهء لمسر رسانيده ، استحكام و دارائى قلعه نمود . لشكر آيبه سلطان ، تاخت به ولايات رودبار آورده ، تالان و غارت كردند . و قبل از شكست مير ، حضرت ميرزا على ، كيا پاشا را كه سپه‌سالار سمام بود ، با لشكر سمام ، به كجكهء حضرت مير فرستاده بود ، تا سفيد - پشتهء انبوه كه رسيد ، لشكر اتراك كه در الكاى رودبار ، به جهت نهب و غارت آمده بودند ، با كيا پاشا اتفاق افتاده ، جنگ درپيوستند و كيا پاشا را شكست دادند . خبر اين شكست كه به مسامع ميرزا رسيد و مترصدان ثغور ، حدت و جسارت اتراك را كه دريافته بودند ، از سر تهتك احوال ، به خدمت ميرزا على عرضه داشت نمودند كه اينست كه اتراك متوجه حدود ديلمانند . با وجود اين صورت ، ميرزا على به ديلمان اقامت محال دانسته ، متوجه