تخطي إلى المحتوى الرئيسي

تاريخ خانى ( شامل حوادث چهل ساله گيلان ) ( فارسى ) — صفحة 59

مساهمون:

ص٥٩
سمام گشت . و اتراك از انبوه بازگشته ، به قزوين رفتند . و حضرت ميرزا على كه عدم توجه اتراك را به ديلمان تحقيق فرمود ، عنان عزم به مستقر سرير سلطنت ديلمان منعطف فرمود و در ترتيب امور و جبر كسر مشغول شد .

فصل [ شانزدهم ] در رفتن امير از لمسر به سروقت مير زين العابدين در طارم و شكست يافتن زين العابدين طارمى و از مقام فتح به هفت صندوقان بر سر بداغ بيك سليمان بيك رفتن و بداغ بيك منهزم شد

حضرت مير را كه چشم زخمى و عين الكمالى ، از تأثيرات گردش گردون رسيده بود و مشرب عذب خوشيدگى « 1 » و مورد عيش تيرگى يافته و خزينهء دل از غصهء شكست پر شده و ضمن ضمير را به جواهر انديشهء جبر كسر و تلافى و تدارك و دفع شماتت اعدا مزين مىداشت . و در آن اوان كه حضرت مير به لمسر تشريف فرموده بود ، از درگاه همايون خبر رسيد كه مير زين العابدين طارمى را ماده غرور ، در دماغ جا گرفته و كلاه سركشى بر سر نهاده ، از كثرت لشكر كه بر او جمعند ، فضاى طارم تنگى پذيرفته است . حضرت مير كه در مضمار شجاعت و بزرگى ، قدم سبقت پيش ابناء زمان نهاده ، منتظر دريافت اقبال تازه بود ، از وصول اين خبر ، در دل مير شير دل ، آتش حميت زبانه زد و گوهر شجاعت را خاصيت زياده شد . و اين شعر :
إذا ازدحمت هموم الصّدر قلنا * عسى يوما يكون لها انفراج
حضرت مير بر زبان راند و عندليب نطق را در بستان‌سراى تحميد و تمجيد حضرت ميرزا على ، به صد نوا گويا ساخته ، استطلاب رخصت كرد كه بر سر مير زين العابدين لشكر ببرد و دفع يأجوج فتنهء او بكند . چون به التفات
هامش
( 1 ) - در اصل : خوشدلى .