كه تمام سير ماه است ، سمت وقوع يافت . چون كوكبهء سعد سلطنت آن حضرت به مدار برج جنوب قزوين ، عطيهء سعادت داد ، به درجات بيت الشرف لمسر تحويل فرمود و به نشو [ و ] تربيت نهال امانى طبقات مردم لمسر مشغول گشت .
و آوازهء رعايت و تعظيم و احترام مير جهانگير كه به اطراف انتشار يافته بود ، فرزند سلطان بو سعيد مرحوم - سلطان محمد - هم به لمسر ، به ملازمت ميرزا على مشرف شده ، از زلال چشمهء خورشيد عنايت آن حضرت ، سيراب شده ، تمتع يافت . و به انظار انوار شموس تعظيم و احترام ، شب بخت او چون روز روشن شد .
و از ترتيب امور لمسر كه حضرت مرحوم مغفور فارغ شد ، رايحهء بهاريات ديلمان را استشمام فرمود و ذائقه به مطاعم و مشارب نعيم ديلمان متلذذ و معتاد بود . بر عادت معهود ، طبيعت مقتضى ادراك آن شده ، مستوجب حركت گشت و رأى آفتاب اشراق ، پرتو حركت ، به ديلمان انداخته ، متوجه شد و عقد جواهر سعادت و دولت ، در سلك غبطت و نشاط انتظام يافت و مدتى به مدعاى خاطر ، اوقات به فراغت ، در ديلمان گذرانيد .
بعد از اين رأى صوابنما ، افتضاى شكار چاكرود كرد و چند وقتى به نشاط شكار ، مشعوف گشت .
در اين اثنا ، محمد حسين ميرزا - فرزند سلطان حسين بيقرا - كه حاكم خراسان بود ، هم به خدمت آن حضرت مستفيض شد . چون سزاوار انواع تكريم و تعظيم بود ، به مقتضاى طبيعت آن حضرت ، مراتب احترام سمت مزيت يافت و خود به سلامت از چاكرود به ديلمان رفت .
تاريخ خانى ( شامل حوادث چهل ساله گيلان ) ( فارسى ) — صفحة 56
مساهمون: على بن شمس الدين بن حاجى حسين لاهيجى
ص٥٦