تخطي إلى المحتوى الرئيسي

تاريخ خانى ( شامل حوادث چهل ساله گيلان ) ( فارسى ) — صفحة 55

مساهمون:

ص٥٥
كرمش نامتناهى نعمش بىپايان * هيچ خواهنده نرفت از در او بىمقصود
و به محاسن احسان ، مقبول دلها و به مكارم اخلاق ، منظور نظرها شد . و جراحات كه از ستم ارباب ظلم ، بر رعايا راه يافته بود ، به مراهم مراحم « 1 » خسروانه التيام داد و مؤونت مال باغات و ساير تكليفات ، از ربعهء رقبهء علما و سادات و رعايا رفع نمود و به لعنت‌نامه‌اى مؤكد ساخت . در اين اثنا از مازندران كاغذى رسيد كه لشكرى كه به سردارى حسام الدين تولم جلال الدين كه به مازندران رفته بود ، شكست واقع شده ، سرداران همه مقيد گشته‌اند . از ورود اين خبر شعلهء خشم خسروانه مشتعل شده ، حزن و ملالت به خاطر آن حضرت راه يافت . و از كمال تمكن و وقار ، اعلان اين اخبار كاره و اخفاء آن را صواب دانسته ، مضمون آن را ثبت ضمير گردانيد و به سبب اشتهار آثار دولت و غرايب اطوار ، سلاطين و ملوك روزگار ، به عواطف و عنايت آن حضرت مستظهر بوده ، ديدهء اميد را به راه امداد و اسعاد بازداشته ، منتظر انفاذ خدمات و اشارات بودند . از مقولهء سلاطين كه به شرف ملازمت نواب حضرت مستسعد گشته بودند ، فرزند ميرزا جهانشاه مرحوم - ميرزا جهانگير - بود كه سعادت خدمت حاصل كرده ، از شرف التفات خسروانه ، ملازمت اختيار كرده ، آرزوى خود را به نجاح مقرون ديده بود . و از آن حيثيت كه حرمت اب بزرگوار سلطنت شعار جهانگير ، نصب العين ضمير منير آن حضرت بود ، تعظيم ايشان بر صفحهء خاطر اشرف ، نقوش استدامت يافته و عنايت و مرحمت [ او ] در حق ايشان ملكه گشته . و از رفتن و آمدن و اقامت نمودن آن حضرت به قزوين مدت سى روز
هامش
( 1 ) - در اصل : بمراحم مراهم .