تخطي إلى المحتوى الرئيسي

تاريخ خانى ( شامل حوادث چهل ساله گيلان ) ( فارسى ) — صفحة 50

مساهمون:

ص٥٠
امرى كه شروع نمايند ، به شطرى اكتفا كنند . فلهذا استيفاء ابواب محاربه بامير شمس الدين واجب دانسته ، سرداران با لشكر ، در عقب روان شدند . به سواده‌كوه ، به مقام آهن رودبار ، لشكر كه رسيد ، دوازده روز به‌همين مقام مكث واقع شد . خبر رسيد كه مير شمس الدين از سواده‌كوه ، به هزاره - جريب رفته است . تولم حسام الدين ، لشكر را پيش گرفته ، به بارفروشه ديه برد و آنجا اقامت ننموده ، به سارى رفت و رايات نصرت شعار ، مدت ده روز آن مقام را به شرف نزول زينت دادند . در اين هنگام باز خبر رسيد كه مير شمس الدين ، از هزاره جريب تحاشى نموده ، به قراطوغان رفته ، به منزل خليل كوتى ، كله بست كرده ، نشسته است . حضرت مير عبد الكريم با سرداران صلاح انديشيد كه مير عبد اللّه - فرزند مير ظهير - را با پانصد نفرى به جهت دارائى سارى نگاه بايد داشت تا ما با لشكر در عقب مير شمس الدين برويم . بر موجب صلاح ديد مير عبد اللّه را با پانصد سوار به سارى نگاه داشته ، مير عبد الكريم با سرداران متوجه جانب مير - شمس الدين شدند و به منزل ميرانه رود كه نزديك خليل كوتى بود ، نزول اختيار كردند و روزانهء ديگر به خليل كوتى رفته ، از اول صباح تا نماز پيشين جنگ عظيم واقع گشت . كله بست را آن روز شكستن دست نداد . روزانهء ديگر لشكرى را به اطراف كله بست فرستاده ، بنياد محاربه نهادند . فتح به طرف لشكر گيلان واقع شده ، سررشتهء انتظام لشكر مير شمس الدين كه چون شكوفهء بهار در يك پيوند بود ، از حدت سموم شمشير دليران ، مانند باد موسم خزان ، برگ نهال جمعيت ايشان ريزان گشت . و مير شمس الدين خايب و خاسر ، منهزم و متفرق شد و از رشحات سحاب اين بشارت ، بر اغصان احوال هريك از لشكرى طراوتى از فيض حضرت كريم و نضارتى از نعيم عميم ظاهر شد . و سرداران در پى مير شمس الدين رفته ، طبل و علم و اسباب