فصل [ سيزدهم ] در فرستادن مير عبد الكريم به درخواه لشكر نزد حضرت ميرزا على و حضرت ميرزا تولم حسام الدين « 1 »
و محمد كيا سپهدار تنكابن را با لشكر تنكابن به همراهى حسام الدين مذكور و پنج هزار از هر گوراب به سردارى حسام الدين تولم و ملك كاوس و ملك اشرف به جهت دفع مير شمس الدين به مازندران و شكست يافتن لشكر و مقيد شدن سرداران در تاريخ سنهء سبع و تسعين و ثمانمايه چون مير عبد الكريم از فوت مير زين العابدين و يعقوب بيك و جلوس مير شمس الدين ، به استظهار ملاحظهء استحقاق حكومت ارثى ، پايهء قدر و مرتبهء بخت خود را بر ازمنهء ماضيه ، بلند دريافت و عنايت ميرزا على را در شأن خود ، زياده و بىغايت فهميده بود ، به دلالت توفيق ، به خدمت ميرزا على فرستاده ، به معاونت لشكر مستمد و به اسعاد اين مرام مستند گشته ، توقع عنايت و استراحت سايهء اين مرحمت و رأفت نمود .
ميرزا على مرحوم را چون انتقام يعقوب بيك ، از راه معاونت مير - عبد الكريم ، بر لوح ضمير ثبت گشته و بر صفحهء خاطر اتمام مرام حضرت مير عبد الكريم نقش بسته ، امانى و آمال او را به انجاح مقرون گردانيدن واجب دانسته ، به لشكر فرستادن شروع پيوست و تولم حسام الدين را به سردارى لشكر با پنج هزار مرد از همه گوراب « 2 » نسق نمود و كيا محمد كيا كه سپهسالار تنكابن بود ، همراه كرد . و ملك كاوس فرزند ملك جهانگير و ملك اشرف را كه به كجكه طلبيده بود ، اطاعت لازم دانسته ، به حسام الدين تولمى ملحق شدند .
هامش
( 1 ) - مؤلف ، تولم حسام الدين و حسام الدين تولم و حسام الدين تولمى را بجاى يكديگر به كار برده است .
( 2 ) - در عنوان فصل : پنج هزار مرد از هر گوراب .