تخطي إلى المحتوى الرئيسي

تاريخ خانى ( شامل حوادث چهل ساله گيلان ) ( فارسى ) — صفحة 33

مساهمون:

ص٣٣
به حضرت ميرزا على عرضه داشت كرد كه هرچه آن خداوند فرمود و هرچه مىفرمايد به صلاح و صواب مقارن و خطا از آن مباعد و مجانب است . لطيفهء جواهر آن خداوند ، خاتم حافظه و مهر نگين ضابطهء من است . امر عالى را اطاعت واجب شمرده ، مصراع : فرمان برم به ديده و منت به جان نهم . اين بگفت و پاى اميد در راه انقياد نهاد و روى همت به طلب مقصد آورد و راه خدمت پيش گرفت و متوجه ملاقات اميره اسحق ، در مقام لاكهء رحمت‌آباد گشت . و بعد از عز ملاقات ، به تمهيد مقدمات معذرت قيام نمود و از آن مقام مولانا محمد قطب الدين كه در خدمت بود ، نزد اهالى قلعه شميران مثل محمودى « 1 » طارمى و اوجى بيك فرستاد . ايشان فوز به عنايت شامله و اعتماد به رحمت كاملهء حضرت ميرزا على حاصل كرده ، كليد قلعه را به مولانا محمد قطب الدين سپردند . چون مولانا محمد اين سعادت را از توجه خاطر ميرزا على مىدانست ، از آنجا به حضرت كارگيا محمد ، نامه‌اى و قاصدى به عجاله روان ساخت . مضمون آنكه چون حواس دريا اساس آن حضرت پاس انفاس صادقهء مترصدان و حافظان حصن قلعهء شميران بود ، معدات غيبى و عنايات لاريبى مقارن حصول اين مدعا گشته ، اهالى قلعه كليد را به من سپرده‌اند و منتظر فر قدوم شريف‌اند . در آمدن مسارعت دريغ نفرمايند . كارگيا محمد ازلاكه ، همان كتابت را به مطالعهء ميرزا على فرستاد و دو كلمه‌اى قلمى فرمود كه رجا به نفحات الهى واثق كه هر روز از شاخسار فتح غنچهء مراد چهره‌اى گشايد و نهال ناميه از جويبار نصرت نضرت يابد . همم عاليه كه مساهم فيض حضرت فياض است ، دريغ نفرمايند كه متوجه
هامش
( 1 ) - محمودى طارمى . ياء محمودى كسرهء اضافهء اشباع شده است كه در كتب اين دوره زياد ديده مىشود .
تاريخ خانى ( شامل حوادث چهل ساله گيلان ) ( فارسى ) — صفحة 33 | على بن شمس الدين بن حاجى حسين لاهيجى / منوچهر ستوده