دواعى انسانى را در مقدرات الهى اثرى نيست و افعال و مقدرات سبحانى ، همه خير محض است . صلاح در آن است كه جنود جمع شده تا دزده بن برده ، از آنجا شب الغار به تنكابن ببرند و يحيى كيا را مضبوط بيارند .
سرداران اطاعت امر اولى الامر فرض شمرده ، برحسب اشارت قيام نموده ، الغار به تنكابن بردند . على الصباح يحيى كيا دستگير گشت . از آنجا او را مضبوط به رانكوه آوردند و تنكابن را به مير سيد كه برادر يحيى كيا بود ، رجوع فرمودند و حكومت گرجيان را به سلطان حسين - فرزند سلطان محمد مرحوم - دادند . و او بعد از حكومت يك سال ، به جوار حق پيوست . و يحيى كيا بعد از سه سال به مرگ خدائى فوت گشت .
فصل [ چهارم ] در عزل مير سيد و نصب سلطان هاشم در تنكابن به تاريخ سنهء احدى تسعين و ثمانمائه
چون رتبهء سلطنت و حكومت ، امر [ ى ] عالى و مستحق اين امر كسى تواند بود كه متحلى به كمال عقل و حلم و حسن معاش و كريم خلق و آميزگار و در ضبط امور دين و دولت ، ثابت و راسخ و متيقظ و به قوت عقل و راى صايب ، از ابناء عصر ، در امور عظام ممتاز و از محدثات محترز و در اخذ و اعطا رعايت حد وسط واجب داند و بر تساوى امزجه راغب و به حفظ قوانين عدالت در ميان اهل بلد مخصوص بود . هرچند ميرزا على مرحوم در اطوار مير سيد ملاحظه مىنمود ، يكى از اين خصايل مذكوره موجود نديده
[ بيت ]
پادشاهى كار آسان نيست اى دل جان بباز * ورنه گوى عشق نتوان زد به چوگان هوس