استفاضه حاصل آيد .
دو روزى كه نواب عالى را بنابر رعايت ساعت و صلاح دولت قاهره بدان حدود دمرلقيا توقف فرمود ، عالىجناب ملك محمود جان قزوينى ، وزير و قاضى شمس الدين ، صدر پادشاه گردون سرير ، بههمين منزل وظايف ملازمت بجاى آورد و پيشكشى گذرانيدند و از رهگذر خدمت و فيض ملازمت حظى كامل يافتند .
در اين اثنا از جانب فلك جنابى نجم ثانى مبشر صادق كه سعادت قدومش به كرامت
« وَ ما أَرْسَلْناكَ إِلَّا مُبَشِّراً وَ نَذِيراً » *
شاهد تمام بود ، رسيد و به اشارت كلام صادق المضمون و تتلقّيهم الملايكه هذا يومكم الذّى كنتم توعدون » بشارت آورد و به نويد « و اقرب الوعد » مشرف و مبتهج ساخت كه در اين زمان به انتقال مكان مصلحت تمام است .
حضرت سراجا وهاجا كه وظايف خدمتگارى و لوازم بندگى ايشان به مكان احماد پيوسته و آثار طاعتدارى و اخلاصش بر صفحات صفاى خواطر « كحديقة تجرى من تحتها الانهار » روشن و چون روح در ابدان زاكيه روان است ، از شمامهء راحتفزاى مروات و مكرمات حضرت نجم فلك دوم ، امارت و عظمت كه لحظة فلحظة از مجمر اخلاص نكهتى تازه به مشام نواب همايون مىرسيد ، معرفى آغاز كرد كه آثار مردمى ايشان جز به گوهر اصلى و جوهر جبلى حمل نتوان كرد . اما بيت .
اين همه خاصيت عدل است و داد * وين همه فرزند نو از عدل زاد
محقق است كه مظاهر و مآثر افعال خير و اعمال برّ حضرت شيخ از آثار دولت روزافزون همايون مترتب شده و توفيق منعم بيچون در همه حال رفيق و رهنمون است . چه بعضى اوقات كه تسيير اختر برج سلطنت به حد