در طى منازل بودند كه به حد قران شمس رسند از آن منزل بعيد كوچ كرده ، به چشمه حبيب سلطانيه كه آب خوشگوارش روح را راحت مىافزايد ، نزول جلال اختيار كردند . چون آسياب مدور فلك تدوير كرد ، عبير بر دامن پيرهن مشكين حرير كرهء اثير افشاند و مجمر زمين از بخور آن پر شد .
فوحات راحت به مشام خلافت شهريارى سلطانى رسيد و وجود شريف به مكان استراحت قرار گرفت .
و چون سلطان فلك به نور تدبير شمع ضمير بيفروخت و در اخراج ظلمت جهانگير شبگير كرد ، سپاه سياه شب را كه تاب تيغ سياست شحنهء روز نبود ، هزيمت اختيار كرد . صبح سعادت كه روى بنمود ، سلطان سرير سلطنت و خلافت اعنى اعلاى خانى از متكاى آسايش بيدارى يافت .
ميلان خاطر انور به حركت سريع شد و گلگون مراد در زير ران آورد و متوجه مدار قبلهء حاجات گشت .
در آن حركت شمس الدين محمد كه اختيار تمام شيخ نجم ثانى بود رسيد و لباس خاصه از خلعت خانهء خلدبرين آساى شاهى كه هديهء منزل و عطيهء بىبدل است آورد و به وظايف تهنية القدوم تحفهء منزل مراد ساخت و در رعنايات شاهى نثار كرد و در ركاب فرقدساى همايون برآسوده ، به حكايات مرحمات و عطوفات شاهى طريق ملايمت و منادمت مرعى داشت و از زمزم كعبهء مرام ، طعم زلال مقصود چشانيد و تا دمرلقيا شرايط ملازمت و خدمت به تقديم رسانيد .
در آن افق از نجم مسعود نور خبر متضمن معنى
« وَ جَعَلْناهُمْ أَئِمَّةً يَهْدُونَ بِأَمْرِنا وَ أَوْحَيْنا إِلَيْهِمْ فِعْلَ الْخَيْراتِ »
به مراقبت و محافظت ساعت سعيد رسيد كه قمر سلطنت و عدالت مقيم دولت باشد ، تا چون دور قمرى از اجرام منحوسه سالم گردد ، به سعادت مقارنت خورشيد سپهر شاهى شرف