تخطي إلى المحتوى الرئيسي

تاريخ خانى ( شامل حوادث چهل ساله گيلان ) ( فارسى ) — صفحة 361

مساهمون:

ص٣٦١
خصوصيت و نتيجهء مودت و محبت با خاندان سلطنت و خلافت دانسته و دريافته بود ، استدعا و التماس نزول ركاب ميمون به مقام ايشان وسيلهء حصول مرام نمود و مبالغهء ما لا كلام را باعث صدق كلام و موجب خير و خوبى عاقبت و انجام خود دانست كه به مرور ايام حسن اين خدمت مخلد و پايدار خواهد ماند . نواب اعلاى سلطانى بواسطهء محبت قديم ، اين مسئول و ملتمس را به نجاح مقرون ساخت . فرزند شاه محمود جان واقعا آنچه شرط خدمت و آداب مروت بود ، تقصير نكرد و سه چهار جا اقمشه و امتعه پاانداز و نقود اخلاص از سر نياز نثار قدوم نواب دوست‌نواز عدوپرداز كرد . و داروغهء قزوين از سر صدق و يقين آن شب تا روز مبين ، جبين خدمت بر زمين عبوديت نهاد و به دريافت ملازمت ، حواس را پاس انفاس اشارات و خدمات مىداشت و مساعى اقدام خدمتگارى در همه مهام بر نهج نظام در مقام محمود افتاد . از منزل مسعود محمود ، نواب عالى ، حضرت شرف الدين قاضى - عبد الله را جهت اعلام توجه اعلام عاليه و اخبار حركت ركاب متعاليه و صلاح امور و كيفيت سير و سلوك ، روانهء اردوى شاهى گردانيدند . و از بلده قزوين نيت حركت ركاب سعادت به پايهء سرير پادشاهى شاهى بلند گشت . و به موضع يزده‌رود مقام نزول اختيار شد . فراشان چابك‌دست خيام احتشام بدان منزل مرام نصب كردند . نواب همايون شب بدانجا برآسودند . روز ديگر موضع صايين قلعه را سايه‌گستر لواى سلطنت ساختند و آن موضع مخيم جلال گشت . روز ديگر كه پادشاه ممالك افلاك پرتو نور بر اهل نشمين خطه خاك انداخت ، مواكب همايون چون كوكب مسعود ميمون