متوجه ديلمان شد و آن بقعهء مباركه از سايهء پروبال سيمرغ چتر زينت يافت و بواسطهء صلاح بريت ( ؟ ) ، چند روزى به ديلمان مكث نمودن جلوهنماى خاطر اشرف شد و به احضار كاركنان و سرحدنشينان و خاناديه ورستران اشارت عليه به نفاذ پيوست . به مجرد ايما همه جمع آمدند . زبان گويا به سفارش ملك و ملل و حفظ قوانين دين و دول ناطق گشت كه نطاق جد جزيل و سعى نجيح و جهد جميل در ميان جان بندند و رقم ترك بر اقدام تكاسل و تغافل كشند و دقيقهاى از امور مسلمين فرونگذارند و در عهده دانند ، تا به بازخواست بليغ مؤاخذ نگردند و از قيد بلا و شبكهء عنا رستگارى يابند .
و جهت بدرقهء ركاب جلالت و آداب ملازمت و طريق خدمت ، كيا رضى كياى سپهسالار ديلمان [ را ] تعيين فرمودند و از راه آردوى سامان متوجه لسپو گشتند .
چون شرف نزول به لسپو ارزانى يافت ، تمام اعيان و اكابر و اصاغر شكور ، دولت آستانبوسى حاصل كردند و از انواع نوازش و عنايات پادشاهانه سر بر فلك سودند و در باب نسق و نظام امور ، چون سخن درپيوست كه از الكههائى كه در تحت تصرف نواب عالى خانى است ، به استحكام شكور الكهاى نيست و حيف است كه جائى چنين ، از قلعهاى كه حصانت و پناهى را شايد خالى باشد . مردم كهنسال زبان دعاى دولت گشادند كه در پشت ليوما ، محل محكمى است كه سابقا هم قلعه بود و دزماشين نام داشت اگر مجددا به عمارت قلعه اشارت شود ، اميد كه چون بناى دولت استوار و پايدار گردد .
اين انديشه مقبول طبع همايون افتاد ، به يرق ما يحتاج قلعه اشارت عليه شرف صدور يافت .
بعد از بسط مهام شكور ، عنان سعادت از راه يوج به صوب لمسر
تاريخ خانى ( شامل حوادث چهل ساله گيلان ) ( فارسى ) — صفحة 358
مساهمون: على بن شمس الدين بن حاجى حسين لاهيجى
ص٣٥٨