وضعى بنا نهادند و قاعدهء آن چون اساس دولت رسوخ پذيرفت و اتمام آن در عهدهء اهتمام علاء الدين كه سپهسالار لاهجان بود و ديگر امرا فرمود و ركاب همايون جهت ضبط رانكوه متوجه گشت و عمارت مباركه كه قصر قيصر در جنب آن دم از قصور مىزد ، در مدت دو سال سمت استكمال يافت و از كمال صنعت رشك نگار خانهء چين آمد . ابيات :
هرطاق از رواق تو چرخ زمين ثبات * هرخشت از اساس تو جام جهاننما « 1 »
در ساحت تو مروحه جنبان بود شمال * در مجلس تو مجمرهگردان بود صبا
دار السلام را به وجود تو افتخار * ذات العماد را به وجود تو التجا
بر گوشههاى كنگرهات پاسبان به شب * صد بار بيش بر سر كيوان نهاده پا
در زير طاق صفهات اركان دولتند * همچون ستون ستاده به يك پاى دائما
خورشيد ذرهوار اگر يافتى مجال * خود را به روزن تو درافكند از هوا
بادا همه مبارك و اقبال و شاديت * پيوسته خواجه تاش غلامان اين سرا
گردون به لاجورد ابد هر كتابهاش * تحرير كرده دام لك العزّ و البقا
نواب عالى همايون به رانكوه نسق هر بلوك و طريق سلوك به كاركنان
هامش
( 1 ) - در اصل : جهانما .