تخطي إلى المحتوى الرئيسي

تاريخ خانى ( شامل حوادث چهل ساله گيلان ) ( فارسى ) — صفحة 347

مساهمون:

ص٣٤٧
و سدهء عداوت باطن او به ثلول غصه و كره غم مبدل و مستحيل گشته ، به جلد او سرايت كرده است . و اشتداد و ضربان مقدمه نهاده و مفتّح او جز نوك نشتر بلا و ناوك ستم و خنجر الماس تدبير نيست . حضرت اعلاى خانى از وصول اين خبر ، شمشير راى به مصقل تديبر جلا داد و در مقابل فكر ناصواب مخالفان به قطع مهام و جمعيت لشكر و ازدحام به امرا و حكام بنمود و ايلچى سرعت نزد ملك كاوس و ملك بهمن به طلب كجكه روان كرد و كيا محمد كيا و علاء الدين كه سپه‌سالار لاهجان بود ، به جهت كله بست در پاى قلعهء دزدبن فرستاد و كارگيا هادى كياى الموتى و كيا رضى كيا - سپه‌سالار لمسر - را آورد و ايشان را از راه شيمه‌رود روانهء لاهجان ساخت و سپه‌سالار طالغان را به سرحد مقرر گردانيد تا محافظت نمايد و ركاب جلالت و عظمت ، از راه ليل متوجه رانكوه شد . چون نزول اجلال به رانكوه يافت و سپاه تنكابن و گرجيان با سپهداران و جنود لشتنشاه و الموت و لمسر و تمام ولايت جمعيت نمودند ، اشارت عاليه شرف نفاذ يافت كه به پشت بنه‌بر معسكر نمايند . مجموع اطاعت به‌جاى آوردند . در اين اثنا خبر تشريف آوردن ملك كاوس با لشكر [ و ] به سرحد رسيدن آوردند متعينان مقرب را به جهت ضيافت و تعظيم و احترام تعيين فرمودند . در اين انديشه بودند كه مستخبران رسانيدند كه قبل از استحكام بنه‌بر ، اميره را داعيه بود كه خود با لشكر به مقابله درآيد . چون خبر جمعيت لشكر به پشت بنه‌بر به دو رسيد از آن عزيمت متقاعد شد و پنج شش هزار مرد به لشتنشاه و پاشجا فرستاد كه اگر زانكه لشكر كه به بنه‌بر اقامت دارند ، از بنه‌بر بدر آيند ، جنگ درپيوندد تا زحمتى كه به بنه‌بر كشيده‌اند ، ضايع و بىمقدار شود و اگر از بنه‌بر بيرون نيايند ، سوخت و تالان لشتنشاه و پاشجا به سهولت كرده ، لشكر عايد گردد . بر موجب مقرر اميره لشكر به پاشجا فرستاد و پاشجا را خراب كرد