تخطي إلى المحتوى الرئيسي

تاريخ خانى ( شامل حوادث چهل ساله گيلان ) ( فارسى ) — صفحة 346

مساهمون:

ص٣٤٦
قرار نگرفته بود و دم‌بدم از شحنهء فلك صداى تجربه و نداى آداب ادب مىرسيد ، بعد از گفت و شنيد و روانه گردانيدن ايلچيان ، على بيك محمد على لمسرى الاصل ، از اردو رسيد و فرمان سليمان زمان رسانيد كه اشارت همايون شاهى ، به تشريف حضور اعلاى خانى شرف صدور يافته است و قدغن در اين باب لازم دانسته و حال آنكه ديگ سودائى اميره از خام - طمعى در جوش و لشكرى به عزم لشتنشاه در خروش و به افروختن نايرهء جنگ و پيكار منفخ سعى در كار بود . و با وجود ملاحظهء اين اطوار حضرت خانى را عزيمت اردو تعذرى تمام داشت و امرى بود خارج صلاح و صواب . جهت اعتذار تعويق ملازمت و تقصير دريافت شرف خدمت نواب عالى شاهى ، مركب تدبير در ساحت ضمير به جولان درآمد و از حيثيت صلاحيت و تفرس قابليت و انواع استحقاق كارگيا امير كياى گوكى به جهت تمهيد اعتذار دريافت ملازمت و تأخير توجه به جانب آفتاب مشرق سلطنت و عرض احوال و خروج اعداى حضرت ، مصلحت بدين قرار گرفت كه به حصول اين امنيت كارگيا امير كيا روانهء اردوى شاهى گردد . چون اين عزم جزم گشت كارگيا امير كيا را طلبيدند و با او صحبت مشورت اختيار فرمودند و صفاى چينى اخلاص و نقوش صلاح امور كه در صحن ضمير بود ، به دو بنمود و شربتى از جام محبت به دو پيمود . كارگيا امير كيا كه پرداخت اعتقاد به كمال جلا و خلوت يكجهتى به زينت ولا دريافت ، پرتو نور صحبت و نشاط خلوت و لذت شربت در او اثر تمام كرد و به وظايف اطاعت قيام نمود . بعد از قبول طاعت‌دارى ، مولانا سيد امير كه وصف جميل او گذشته ، به همرهى كارگيا امير كيا مقرر فرمود و تحف لايقه تهيه نموده ، ايشان را روانهء اردوى شاهى ساخت . چند روزى كه بگذشت از سرحد خبر رسيد كه اميره سر عربده دارد