بهمن تفويض فرمود و معتمدى همراه ايلچى ملكى مآبى گردانيده ، نزد حضرت ملك كاوس فرستاد تا همعهد گشته ، وظايف يكجهتى مرعى دارد .
ايلچيان خدمت ملك كاوس دريافتند و وظايف عهد مرعى داشتند و از آنجا صحبت ملك بهمن دريافتند و ملك را نيز به جهت همايون عهد دادند .
در اين اثنا حرم كيا محمد كيا كه به گيلان اقامت داشت ، از آن حيثيت كه سعادت راهنمون و كوكب دولت به نقطهء اوج مقرون بود ، راه انكسار پيش گرفت و زبان به استعفاء جرايم برگشود كه كيا محمد كيا از كمينهء غلامان خاندان خلافت است و مدتى است كه جامهء غربت دربر دارد . توقع از شمول فيوضات خسروانه آنكه او را از اين كسوت بيرون آرند و در سلك بندگان و غلامان منتظم سازند و به التفات استمالتنامهاى سرافراز گردانند و به اشفاق شامله بنوازند .
در آن وقت كيا محمد كيا نيز كتابتى بنابر استدعا و التماس عفو خطايا به حضرت معتمد الدوله السطانيه مشير الحضرة الخاقانيه سراجا قاسما للاماره فرستاده ، ايشان نيز وسيلهء التماس عفو جرايم گشتند و نشان همايون مبنى بر استمالت به اسم كيا محمد كيا حاصل كرد و نزد كيا محمد كيا به مازندران فرستاد . كيا محمد كيا را از يمن اين التفات استظهار افزود و رفق آقا رستم به نسبت كيا محمد كيا هم زياده گشت و مخلص معتمدى جهت التماس و و استدعاى محو نقوش خطايا همراه كيا محمد كيا گردانيد و بدين مهم كمر جد بست و روانهء ملازمت اعلاى جهانبانى ساخت ، چون دولت بساطبوسى ميسر شد ، كيا محمد كيا رومال عجز و مسكنت در گردن كرد و چشم اميد عفو به جمال مرحمت جهانآراى خدايگانى باز كرد .
نواب عالى را كه در لطف و كرم بر جميع امم خصوصا بر ارباب ندم
تاريخ خانى ( شامل حوادث چهل ساله گيلان ) ( فارسى ) — صفحة 344
مساهمون: على بن شمس الدين بن حاجى حسين لاهيجى
ص٣٤٤