تخطي إلى المحتوى الرئيسي

تاريخ خانى ( شامل حوادث چهل ساله گيلان ) ( فارسى ) — صفحة 348

مساهمون:

ص٣٤٨
و از آنجا به لشتنشاه رفت و خرابيها نمود و به كوچسفهان معاودت كردند . در همين محل متعينان كه جهت استقبال ملك كاوس رفته بودند ، در خدمت و ملازمت ملك همراه تا پلورود آمدند ، خدام عليه به مركب مراد سوار شد و شب به دره سر نزول جلال ارزانى فرمود . روز ديگر ملك كاوس تشريف آورد و وظايف معانقت و ملاطفت به تقديم پيوست و احترام ما لا كلام سمت تأكيد يافت . مصلحت بدان قرار گرفت كه حضرت ملكى ، فلك قدرى ، به كوشال ايشه كه نزديك بنه‌بر بود ، تشريف فرمايد تا مخالف و موافق از وفور يكجهتى و كمال موافقت و دوستى اطلاع يابند و سعى نجيح و حركت ارادى ايشان منتشر و به محل احماد پيوندد . بر موجب مواضعه ، حضرت ملكى خصال را همراه معتمدى به راه - پشته روانه ساخت و خود به مراد دل به رانكوه معاودت به خير فرمود . خبر مراجعت لشكر مخالفان كه به مسامع جلال رسيد ، لشكر به پشت بنه‌بر ايستادن عبث دانستند . راى مصالح نما بر نقل لشكر از بنه‌بر صواب شمرد و لشكرى را از بنه‌بر تحويل فرمود و علاء الدين را كه سپاه لاهجان را سالار بود با پانصد پياده به لاهجان جهت محافظت سرحد و احتياط نگاه داشتند و ملك كاوس را به رانكوه طلبيد و به انواع تعظيم اختصاص بخشيد و چند روزى نواب همايون با همديگر اوقات به نشاط صحبت و خوشدلى گذرانيدند و به كرامت اسپ و خلعت و كمر شمشير طلاقامت دولتش را آراسته ، وظايف مشايعت به‌جاى آورده ، روانه گردانيد . يمن اقبال حضرت اعلاى خانى كه در همه حال استقبال آمال مىكرد و معدات غيبى كافل حصول امانى مىشد ، كارگيا امير كياى گوكى كه بر موجب اشارت عليه احرام طواف آستان قبله مثال شاهى بسته ، در استحصال