تخطي إلى المحتوى الرئيسي

تاريخ خانى ( شامل حوادث چهل ساله گيلان ) ( فارسى ) — صفحة 350

مساهمون:

ص٣٥٠
نمود و صورت مبالغهء نواب شاهى در باب توجه اعلاى خانى ، به اردو عرضه داشت كه با وجود مبالغهء نواب شاهى دولت ملازمان عالى متضمن فرمان‌بردارى و بردبارى است و صلاح ملك و ملت و سلامتى رعايا و رعيت در ضمن آن مندرج خواهد بود ، به هيچ حال فسخ اين عزيمت جايز نشمرند و فرصت اين خدمت از دست ندهند و بر موجب قرار بعد از نوروز سلطانى ، توجه به جانب اردو لازم شناسند كه بدرقهء سعادت رفيق اين طريق خواهد بود .

[ فصل چهاردهم ] [ در ] بيان كيفيت رفتن اميره ساسان به جهت مصالحه نزد اميره حسام الدين و شرح آن به تاريخ سنهء [ خمس عشر ] و تسعمائه

چون مهندس دولت اعلاى خاقانى ، از صحيفهء خصال حميده ، انشاء محبت و صداقت مىخواند و دانشور اقبالش در مرآت الصفاى اخلاصش نقوش دوستى و ولا مىديد و هر دم به شكر تقرير ، حلاوت خوش‌دلى به مذاق خواطر اهل روزگار مىرسانيد و بازار غم و بساط فكرت را درهم مىشكست و سحاب عدل رياض خرمى و نهال عيش و شادكامى را تازگى مىداد و حداد خرد به مصقل مؤانست و مصاحبت زنگ وحشت و مخالفت از روى آينهء دل مىزدود و سيرت خير در نفس شريف متمكن و صورت مغايرت از صفحهء ضمير مرتفع و با وجود احساس مخالفت اميره حسام - الدين ذات شريف از مواد عناد متأذى و در فضاى خاطر اشرف دائما انبعاث مودت و موافقت و انسيت مقابل و محاذى و سببى كه وسيلهء ترفيه احوال ملك و ملت و تيسير معيشت اهل دين و دولت باشد مقصد تمام مىدانست و از آن حيثيت كه انقطاع احسان را مستجلب ملالت و شكايت مىديد ، نفس زكيه عليه كه معتاد به احسان بود و همم عاليه را بر تأليف و تمزيج جانبين