درخشنده شود و سايهء عاطفت و مهر و خشنودى « 1 » بر قامت بخشش گسترده گردد و مرحمت پدرانه بر عالميان شايع و مستفيض آيد . گفتهاند كه گوهر دل پدر به تاج بختيارى فرزند بسته و فرزند چشم به مال و ملك پدر دربسته اگر پدر بىمال و بسيار سال بود ، به مرگ پدر راضى و از سر جهل با پدر به عالم بىنيازى و سرفرازى و مادامى كه از پدر تمتعى نبيند محبت او اكتساب نكند و تعظيم واجب نشمرد .
اما از آن حيثيت كه پدر ، فرزند را مثالى از ذات خود به ذات او نقل كرده مىداند و هر خير و سعادت كه جهت فرزند خواهد ، فى الحقيقه از آن خود مىداند و هيچكس را بهتر از خود نخواهد الا فرزند را ، از شآمت بدان و نمامان ، ميان ملك كاوس و ملك اشرف به خشونت انجاميد و اعتقاد ملك اشرف به مضمون ميمون
« وَ اعْلَمُوا أَنَّما أَمْوالُكُمْ وَ أَوْلادُكُمْ فِتْنَةٌ »
زياده شد و آتش عناد زبانه كشيد و ملك اشرف به مرتبهاى رسانيد كه به حبس و قيد مؤدى گشت . ملك كاوس ايلچى به ملازمت اعلاى جهانبانى فرستاد و پيغام داد كه هرچند ترك ادب بود ، بواسطه حدوث صورتى چند ، اگر ملك اشرف را مضبوط نمىگردانيديم « 2 » ، به فساد كلى مىانجاميد .
در اين اثنا ايلچى ملك بهمن با پيشكشى لايق جهت عهد و ميثاق و التماس قلعه هرسى شرف ملازمت دريافت . چون از نافهء عاطفت عاطفت اعلاى سلطانى ، نكهت عبير يكجهتى و عنايات به مشام خلق مىرسيد و بزمگاه خلق چون دستگاه مشكفروشى مطيب بود ، و مفرح مكرمت و ملاطفت مقوى دلها و روح راحت به جانها مىرسانيد ، زنگ تيرگى از آينهء اخلاص زدوده ، در استرضاى خاطر ملك بهمن كوشيد و حاجات و آمال او را رقم اسعاف كشيد و شرايط عهد و ميثاق بهجاى آورد و قلعهء هرسى را به ملك
هامش
( 1 ) - در اصل : خوشنودى .
( 2 ) - اصل : نمىگردانيم .