تخطي إلى المحتوى الرئيسي

تاريخ خانى ( شامل حوادث چهل ساله گيلان ) ( فارسى ) — صفحة 342

مساهمون:

ص٣٤٢
كمال مهر و مروت به وصف راست نيايد * نگويم آينه گويد چنان كه هست حكايت
علو مرتبهء همت و سمو درجهء عزيمت اعلاى خانى كه همواره مقتضى صدور عنايات طوايف امم است ، به نسبت ملك بهمن عالىتر از آن بود كه تقصيرات سابقه در نظر عالى درآيد و ارقام اخلاص به مقنطرهء ارتفاع محبت و يكجهتى ملكى بلندتر از آن بنمود كه مهندسان روزگار بر صفحات اصطرلاب رقم تحقيق كرده‌اند . نواب همايون از صفاى خاطر ، ايلچى حضرت ملك را به صحبت ديده ، به التفات استماع مقالات ، سربلند ساخت و به حصول مآرب مستظهر گردانيد و روانه گردانيده كه هرگاه ايلچى مجددى از نزد ملكى مآبى بيايد ، هرچه مدعا و مقصود باشد ، بر مقتضاى خاطر سلوك كرده شود . در آن اوان بواسطهء كدورت هواى قشلاق ، خاطر اشرف مايل هواى ييلاق گشت و ركاب فلك قدر متوجه ديلمان شد . بعد از چند روز از رستمدار خبر رسيد كه ملك عظيم الشأن - ملك كاوس - و ملك اشرف با همديگر زندگانى به عناد و خلاف مىكنند و حال آنكه ملك اشرف از عالم اختيار راه عطوفت و رحم و شفقت پدرانه پيش نظر آورده و از عالم انصاف احسان به نسبت فرزند واجب شمرده و به موجب صلاح و رخصت مقيمان درگاه ، حكومت ممالك رستمدار را به حضرت ملك كاوس رجوع نموده بود . بيت :
از راه حق‌شناسى دل از همه بريده * هستى ز سر نهاده بيچارگى خريده
تا كوكب فلك سلطنت و كامگارى به برج سعادت ملك كاوس طالع و تابنده گردد و گوهر صدف عنايات نامتناهى ابوت بر تاج افتخار بنوت