خدام عليه عهد مجدد و مواثيق مؤكد به ثبوت نرسيده ، صفاى ذهن مستقيم پادشاهى نور صلاح و صواب به ايلچى روانهء صوب مازندران گردانيدن دريافت و سيد شريف رودسرى را تعيين فرمود و بعضى سخنان مصالح - شعار نزد آقا رستم پيغام داد .
چون خاطر خطير از ترتيب مهمات و نظم امور ولايات تنكابن و گرجيان فارغ آمد و احوال ممالك به صلاح مقرون و آمال و امانى به نجاح موصول گشت ، روى رايت خورشيد پيكر به ولايات لاهجان آورد و اهل مملكت را از شرف قدوم مواكب همايون حضور و سرور زياده گشت .
[ فصل دوازدهم ] تمهيد مقدمات آمدن سيد شريف از مازندران و فرستادن ملك بهمن فرزند ملك بيستون ايلچى خود را همراه سيد مذكور جهت التماس عهد و ميثاق و استدعاى قلعهء هرسى و رجوع قلعه به ملك بهمن و شرح آن به تاريخ سنهء [ خمس عشر ] و تسعمايه
چند وقتى كه نواب اعلاى خانى اوقات مباركات به نشاط و شادكامى به لاهجان گذرانيدند ، سيد شريف كه از تنكابن نزد آقا - رستم رفته بود ، بعد از تمهيد مقالات مرجوعه به سبب عنادى كه در دل آقا رستم راسخ بود ، جوابى كه از موضوع مقصود مستبعد و از صلاح و صواب دور باشد گفته ، سيد را عايد و راجع ساخت . سيد كه از مازندران به ناتل رسيد ، اتفاقا ملك بهمن نيز همينجا تشريف داشته است . حضور شريف سيد شريف را هديهء بىبدل دانسته ، تعظيم و تكريم فوق تصور بهجاى آورد و با او صحبت خلوت كرد و صورت اخلاص و اطوار اختصاص به نسبت ملازمان عالى ظاهر گردانيد و در اعتذار حركات و سكنات بىاختيار و افعال نامحمود ناپايدار پدر خود ملك بيستون لطف ادا و اعتذار