تخطي إلى المحتوى الرئيسي

تاريخ خانى ( شامل حوادث چهل ساله گيلان ) ( فارسى ) — صفحة 338

مساهمون:

ص٣٣٨
مخترع شد كه چون در اين ولا از عالم پدر فرزندى انوار اخلاص از بطنان اعتقاد در مواد مودت و اتحاد لامع گشته و اين معانى مهيج وظايف يكجهتى و دوستى و رفع كدورت عداوت و دفع آتش‌پرستى كبر و كينه بود ، از اين جهت آينه جلا يافتهء اخلاص را منظور نظر گردانيدن لازم شمرد تا به سعادت و سلامت از چهرهء ضمير مبارك زنگ مغايرت دور كرده ، به جمال موافقت نظر فرمايند تا صورت بهى معاينه گردد ، چه بسد عناد را كه تا غايت ، گوهر تاج مخالفت و سرمايهء افتخار مباينت دانسته‌اند ، به بازار كاسد روزگار چه بهاوبهى يافته‌اند . محقق است كه هرگز حكومت بيه‌پيش ، حكام بيه‌پس را ميسر نشده و بعون اللّه تعالى مادامى كه اثرى از اين خاندان خلافت باقى باشد ، تخيل و تصور بر اهل روزگار محال ، و بالعكس با وجود تحقق اين ماهيت ، از مورد تعاندو تقابل چه فايده‌اى مترتب گردد كه كسى مرتكب زحمات بلا فايده شود . چون طلب مجهول مطلق را امرى محال مىدانست ، متمسك به عروهء محبت سابقه شده توقع كه مجددا اساس دوستى را به قواعد عهد قديم و روابط ميثاق مستقيم استحكام دهند و پدرانه راه عاطفت در نظر آرند كه فيما يستقبل الزمان در وظايف خدمت و موافقت تقصيرى نخواهد رفت و بعون اللّه تعالى دست ائتلاف به‌هم داده شود كه در جميع ابواب صورت خلاف از جانبين محسوس نشود . درر اين معانى ، ترصيع نگين حافظهء ملا سپاوه فرمود تا تحفهء مجلس اميره سازد چون ايشان شرف صحبت اميره دريافتند و مقالات معقوله موجه به حسن تقرير ادا نمودند ، اميره در جواب سخنى كه صلاح‌پذير و صواب انجام باشد ، ظاهر نگردانيد و ايشان را عايد ساخت و با وجود اختلاف اقوال حضرت خليفة اللهى از كمال علم و حلم ، باز در هيچ باب با اميره به زيان نمىداد .