بزرگ از راه دريا بار با كوچ و عيال از سفيدرود گذشته ، به رودسر رفتند .
حضرت اميره حسام الدين با فتح و فيروزى به كوچسفهان رفت و سه هزار مرد به كوچسفهان نگاه داشت و خود به رشت اقامت نمود .
رحم و شفقتى كه نواب سلطانى را به نسبت مردم لشتنشاه ، خصوصأ در باب خويش « 1 » و تبار حاجى اسوار مرحوم مكنوز ضمير بود ، نتايج آثار كريمهء آن بر صفحات روزگار ظاهر خواهد شد . منصب سپهسالارى لشتنشاه را نواب همايون به ساسان بن محمد ساسان كه مرد اصيل [ بود ] و حيثيت جلادت و بطالت [ او ] بر ضماير عليه علويه وضوح تمام داشت ، رجوع فرموده ، ضبط بلدهء مباركهء لشتنشاه به يد اختيار او منوط گردانيد و قامت بخت او را به سعادت كرامت خلعت پادشاهانه زيب و زينت بخشيد و روانهء لشتنشاه ساخت و جهت تمام مرد و زن لشتنشاه مآكل و مساكن تعيين فرمود و ظل هماى عنايت بر عموم برايا گسترده گردانيد و اميدواران آفتاب جود و كرم و تشنگان باران افضال و نعم از عوايد و فوايد بخشش و بخشايش ، در سايهء ابر بّر و احسان پرورش يافتند و غبار حزن و ملال از صفحات خواطر به حسن اشفاق زدوده گشت و از نور عنايات ديدههاى اميدواران روشنى يافت .
[ فصل يازدهم ] [ در ] كيفيت رجوع حكومت الموت به كارگيا هادى كيا و حالاتى چند كه در آن اوان سمت وقوع يافته بود و به تاريخ سنهء [ اربع عشر و ] تسعمايه
از جمله خللى كه در قواعد رأى و تدبير معتمدان دولت و مقربان سلطنت
هامش
( 1 ) - در اصل : خيش