تخطي إلى المحتوى الرئيسي

تاريخ خانى ( شامل حوادث چهل ساله گيلان ) ( فارسى ) — صفحة 333

مساهمون:

ص٣٣٣
نوبت لشكرى بسيار زخمى گشته و فوت شده بود و نيز اطلاع يافته كه اكثر سرداران و سپاه جنگ نكرده به سلامت‌اند ، به خلاف نوبتهاى ديگر كه تا پلورود تاخت كرده بودند ، اين بار از رودخانهء كويارود تجاوز ننموده ، بعد از سه روز از رانكوه متوجه لاهجان گشت . امراى خان احمد فكر دستبرد و عقب‌گيرى كردند كه شايد تلافى و تدارك مافات نمايند و آبى به - روى كار آرند . سوره چان محمد با پياده‌هاى دستهء خود و چومادربهادر با طايفهء خود و ملاجان درگه سلار ديلمانى با پياده‌ها به عقب‌گيرى كمر جد و جهد بستند . لشكر اميره كه از رودخانهء شلمان گذشت و به خرشتم رسيد ، پىبردند كه حريفان را داعيه چيست . بعضى سپاهيان منتخب را كمين فرمودند . محمد سوره چان « 1 » غافل از اينكه قضا به قبض جان او كمين كرده است ، بلا محابا در عقب ايشان مىآمد . سپاه اميره حسام الدين از دو طرف بر او حمله آوردند . محمد سوره‌چان و چومادربهادر چون بىاختيار درافتاده بودند ، جز هزيمت چاره‌اى ندانستند . مخالفان به او رسيده ، روز اقبال را به شام زوال رسانيدند و سر محمد سوره‌چان را از تن جدا گردانيدند و ملا جان درگه سلار هم شريك علت او شد و هردو مقتول شدند و چومادربهادر به سلامت بدر رفت . چون حضرت خان احمد توجه اميره به لاهجان تحقيق فرمود ، از سيجران رايات خود را به رانكوه منصوب گردانيد . اميره يك شب به لاهجان مكث فرمود و داعيه بدان مصروف مىداشت كه مردم لشتنشاه را كوچمال به رشت ببرد . از آنجا كه كمال خداوند دوستى و نمك بحلالى مردم لشتشاه بود ، از اين‌انگيز كه آگاهى يافتند ، خرد « 2 » و
هامش
( 1 ) - در اصل : محمد سوره‌چان محمد . ( 2 ) - در اصل : خورد .
تاريخ خانى ( شامل حوادث چهل ساله گيلان ) ( فارسى ) — صفحة 333 | على بن شمس الدين بن حاجى حسين لاهيجى / منوچهر ستوده