الدين را مقرر گردانيدند كه به باوسودان استحكام كرده ، جنگ را معد باشند و خود از زيارت نهضت فرمود و لاهجان را مكان ساخت .
عصريه خبرى رسيد كه بعضى مردم صاحب وقوف مثل شاهسوار فرزند كاوس سلار لشتنشاهى ، از طايفه اژدها او بند و فرخزاد خويش « 1 » شاهسوار ، اميره حسام الدين را دليل و هادى گشته ، منع راه باوسودان كردهاند كه به آن راه لشكر بردن خارج مصلحت است .
اميره سخن ايشان را موجه دانسته ، از آن راه عنان بازگردانيده ، به ويرخولشاه ، از آب سفيدرود گذشته ، به گوكه رسيدهاند . از وصول اين خبر صلاح بر جمع آوردن لشكر به لاهجان قرار گرفت . سپهسالار لشتنشاه - حاجى اسوار - برادر على حسام الدين چپك - را با لشكر به لاهجان آوردند و فرمودند كه به كنار رودخانهء سيمهرود بنه برسازند و بعضى از سرداران منتخب مثل حضرت ورستر قاسم با طايفهء خدام و حاجى اسوار با جنود لشتنشاه و جناب كيا رضى كيا سپهسالار با سپاه لمسر و كيا هند سپهدار طالغان با عساكر طالغان و مير حسين درگه سلار با پيادههاى شكور و رضى كياى درگهسلار با پيادههاى سمام ، به نوكورا وظايف عسكر [ ى ] بهجاى آرند و به مخالفان دستبرد نمايند و اگر فرصت مقاومت از دست رود ، مقر حرب بنهبر را سازند .
حسب الاشاره ، سرداران فاختهوار ، گردن به طوق عبوديت و طاعت بياراستند و به كنار سيمهرود بنهبر ساختند . كيا براهيم كياى سپهبد با لشكرى و علاء الدين سپهبد با سپاه لاهجان و اميره ساسان با جنود رانكوه و سوره - چان محمد با طايفهء خود و سپهسالار سمام و گرجيان و تنكابن ، از مسجد پهلوان تا گمجكنان ، به پشت بنهبر اقامت نموده ، جنگ را مهيا گشتند .
هامش
( 1 ) - در اصل : خيش .