آوردن لشكر سر اقتدار ايشان را به فلك دوار افراخت كه همه معد بوده ، منتظر باشند كه شرار تهور و آتش تفكر سپاه ظفر دستگاه بيهپس از جهات معينه به كدام جهت زبانه خواهد كشيد تا به زلال تدبير شعلهء آتش ايشان را دفع نمايند .
در اين اثنا مستخبران كه به تحقيق ، داعيهء جنگ و جدل رسانيدند ، حضرت خان احمد به معنى
« وَ حُصِّلَ ما فِي الصُّدُورِ »
متمسك شد و به جهت تيقن عزيمت اميره ، به صلح و جنگ و استماع صداى اصول و آهنگ و حركات و سكنات و صريح و كنايات ، مولانا نصر الله - فرزند مولانا على نصر الله رانكوئى - را به خدمت اميره رفتن مقرر فرمود و از درج در ، درر معنى در سلك لآلى الفاظ و عبارت لطيف درج فرمود و از كان ياقوت گهر - هاى شبافروز مستخلص و مستخرج گردانيده نامه نوشت كه از لشكركشى حضرت اميره تعجب دست داده و حل اين مسألهء مشكل و كشف اين معماى معضل ، به نور نطق مبين است . توقع آنكه از ذوق معانى شريفه استفاضه و استفاده حاصل آيد ، چه گاهى به شكر خندهء التفات ، ملايمت در وظايف مودت و محبت و لطايف مواثيق عهد و مكرمت ، فرحفزاى دلهاى مخلصاناند و گاهى بىواسطهاى و حدوث حدثى به صرصر قهر ، زلال روان بر كاروان روان مىبندند .
در اين اوقات كه حضرت خالق مخلوقات از درياى جود و نهر موهبات ، حكومت ممالك بيهپيش بدين جانب عطيت فرموده است ، به غدر و مكر و به لطف و قهر صورتى صادر و سانح نگشته و هفوتى به ظهور نرسيده و هرگز به هيچ بيش و كمى شكايتى به كسى نبرده و به هيچ باب از رهگذر مودت و محبت تقصيرى نرفته و در هيچ امرى به وظايف متابعت و موافقت تأخيرى جايز نشمرده كه از رهگذر تقصيرات باعث بر تحريك فتن و ايقاظ