تخطي إلى المحتوى الرئيسي

تاريخ خانى ( شامل حوادث چهل ساله گيلان ) ( فارسى ) — صفحة 328

مساهمون:

ص٣٢٨
محن باشد . ابيات :
هرگز دلم به درد تو از كس دوا نخواست * كام تو جست و حاجت خود را روا نخواست مشتاق تو به هيچ لقائى نظر نكرد * بيمار تو ز هيچ طبيبى دوا نخواست دل را غم تو سوخت ندانم كه بر چه سوخت * ما را دلت نخواست ندانم چرا نخواست
هرچند در انتقال ذهن و قاد و ايراد شبهات و تشكيكات خاطر نقاد نواب اميره شكى و شبهه‌اى نيست كه به ترتيب مقدمات غير واقعه تقصيرى ندارند ، اما اگر در اثر اين تقرير خللى ملاحظه فرمايند و يا خلافى احساس كنند كه مبطل اداى كلام بوده ، اعلام فرمايند . رشتهء اين درهاى سفته در گوش مولانا نصر الله كرد و نزد اميره فرستاد چون به رشت خدمت اميره دريافت و تمهيد كلام مالاكلام نمود ، اميره او را همراه به كوچسفهان آورد و نزد خان احمد به عبارت اسمج پيغام بازفرستاد كه وقوع مصالحه بر وجه حسن اگر مقصود و مطلوب باشد ، لشتنشاه را به من رجوع بايد نمود و الا صورت مصالحه در آينهء خيال مرتسم شدن محال دانند . مولانا نصر الله چون ملازمت حضرت خان به رانكوه دريافت و اداى مقالات مرجوعه نمود ، علامات نفاق اميره كه بر راى عالى روشن شد ، بى لعل و عسى با لشكرى كه جمع شده بود ، متوجه لاهجان شد و به زيارت مقابر ملاط و خيرات و صدقات مشغول گرديد و به رأى رزين استقبال تدابير امور واجب ديد و از كسانى كه تفرس قابليت ، به شجاعت و كاردانى كرده بود ، مثل كيا براهيم كياى حاجى محمد شكورى و علاء الدين تولم حسام -
تاريخ خانى ( شامل حوادث چهل ساله گيلان ) ( فارسى ) — صفحة 328 | على بن شمس الدين بن حاجى حسين لاهيجى / منوچهر ستوده